
هنوز خطر رویارویی در خاورمیانه فروکش نکرده بود که طبلهای جنگ دوباره به صدا درآمدند؛ آن هم با شدتی بیشتر و شتابی فزاینده. در ساعات گذشته، شاهد تحولات چشمگیر و پیدرپی بودهایم که از جمله مهمترین آنها میتوان به هشدارهای امنیتی سفارتخانههای آمریکا در منطقه به شهروندانشان اشاره کرد؛ این امر همزمان با اظهاراتی از سوی تهران بود که مدعی دریافت اطلاعاتی مبنی بر قصد واشنگتن برای ازسرگیری عملیات رزمی است.
این وضعیت آمادهباش متقابل با افشاگریهای «الکس پلیتساس» — مقام پیشین آمریکایی و تحلیلگر امنیت ملی شبکه سیانان — همراه شد. او به نشست امنیتیای اشاره کرد که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اندکی پیش از ناتمام گذاشتن سفر خود و بازگشت زودهنگام به کاخ سفید، در «کمپ دیوید» برای بررسی گزینههای حمله نظامی به یمن برگزار کرده بود.
این تشدید ناگهانی تنش که وضعیت را تا آستانه سقوط به ورطه بحران پیش برده است، پرسشی اساسی را مطرح میکند: چرا سخن از تشدید عملیاتها بار دیگر به شکلی چنین ناگهانی مطرح شده است؟ اهداف احتمالی در این دور کدامند؟ و در صورت خارج شدن اوضاع از کنترل، چه پیامدهای منطقهای و بینالمللی محتملی در انتظار خواهد بود؟
چرا اکنون شاهد تشدید تنش هستیم؟
زمانبندی این تشدید تنش، مسئله اصلیِ امروز است. کارشناسانی که با شبکه الجزیره گفتگو کردهاند، این وضعیتِ آمادهباشِ فزاینده را ناشی از فروپاشی عملیاتی میدانند که همزمان با تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش رخ داده است. پس از هفتهها اشارههای دولت ترامپ مبنی بر برقراری تماسهای غیرمستقیم با گروه «انصارالله» (حوثیها) جهت تعیین قواعد درگیری برای تضمین ایمنی کشتیرانی، تحولات میدانی در امتداد ساحل غربی یمن، محاسبات تصمیمگیرندگان در واشنگتن و پایتختهای غربی را دگرگون کرده است.
حوثیها موفق شدهاند کنترل نواری راهبردی در غرب یمن را به دست گیرند؛ نواری که از مناطق «حیس» و «الخوخه» تا بندر «مخا» و جزیره «پریم» (میون) در قلب تنگه بابالمندب امتداد دارد.
آندریاس کریگ، استاد مطالعات امنیتی در «کینگز کالج لندن»، در ارزیابی خود از این تحولات، پیشروی سریع حوثیها را ناشی از ازهمگسیختگی و تفرقه در جبهه مخا لفان حوثی و همچنین تضاد منافع میان جناحهای محلی میداند. این وضعیت به حوثیها امکان داد تا بهسرعت مناطق راهبردی را تصرف کنند.
تشدید کنترل بر تنگه بابالمندب همزمان با ضربهای سنگین به یکی از شریانهای حیاتی و جایگزین انرژی رخ داد: خط لوله نفت «شرق-غرب» عربستان هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفت — حملاتی که به گروههای مسلحِ همسو با حکومت ایران و مستقر در خاک عراق نسبت داده شد — و این امر منجر به توقف صادرات نفت خام از بندر «ینبع» در دریای سرخ و لغو محمولههای نفتیِ عازم اروپا گردید.
به گفته «بن کیهیل»، پژوهشگر مرکز جهانی انرژی در «شورای آتلانتیک»، این تحول — آن هم پس از تخلیه ذخایر استراتژیک — موجب شد تا حاشیه امنیت در بازارهای جهانی انرژی به پایینترین حدِ ثبتشده خود برسد. کیهیل افزود که فشارهای تورمی و اقتصادیِ پیشِ روی دولت ترامپ به اوجِ بحرانی خود رسیده و بازگشت به رویکرد بازدارندگی نظامیِ قاطع را ضروری ساخته است.
تکرار هشدارهای دیپلماتیک ایالات متحده در پایتختهای منطقه، گویای ماهیت «بانک اهدافی» است که در جریان رایزنیهای «کمپ دیوید» به ترامپ ارائه شد. بر اساس تحلیلهای تطبیقی و گزارشهای همسو، گزینههای آمریکا حول دو مسیر احتمالی برای اقدام متمرکز است:
مسیر نخست شامل عملیاتی گسترده در امتداد سواحل یمن است که هدف آن، فلج کردن توانمندیهای نظامی حوثیها در تنگه بابالمندب میباشد.
ولفگانگ پوشتای، کارشناس دفاعی اتریشی، توضیح میدهد که بزرگترین ریسک عملیاتی، توانایی حوثیها در هدف قرار دادن کشتیها و تردد دریایی بینالمللی از فاصلهای بسیار نزدیک است؛ اقدامی که با استفاده از موشکهای کوتاهبرد و توپخانههای مستقر در جزیره «میون» و در امتداد نوار ساحلی صورت میگیرد.
بر این اساس، فهرست اهداف بر آتشبارهای موشکی ساحلی، رادارهای نظارتی، انبارهای پهپاد و مراکز فرماندهی میدانی در امتداد ساحل غربی و در استانهای صنعا و صعده متمرکز خواهد بود.
محور دوم: حمله به اهدافی در عمق خاک ایران
تهدید به حمله علیه تأسیسات راهبردی در داخل ایران نشاندهنده قصدی برای پاسخگو دانستن مستقیم تهران در قبال بسیج متحدان منطقهایاش جهت حمله به خطوط تدارکاتی و فلج کردن گذرگاههای حیاتی دریایی است.
«پوشتای» در گفتگو با شبکه الجزیره استدلال میکند که حملات به زیرساختهای نفتی عربستان توسط گروههای عراقی و با دستور مستقیم تهران برای تشدید فشار منطقهای انجام شده است؛ با این حال، حمله به عمق خاک ایران خطر شعلهور ساختن یک جنگ منطقهای گسترده را به همراه دارد که میتواند پایگاههای ایالات متحده مستقر در سراسر عراق و منطقه خلیج فارس را نیز درگیر کند.
حوثیها و تهران روی این مسئله حساب باز کردهاند که دولت ترامپ، در آستانه انتخابات میاندورهای، تمایلی به درگیر شدن در یک عملیات نظامی زمینی یا یک جنگ فرسایشیِ طولانی و پرهزینه ندارد. با این حال، این محاسبه ممکن است با تمایل ترامپ برای انجام حملات شدید و بازدارنده ــ با هدف احیای وجهه قاطعیت آمریکا و شکستن محاصره تنگهها ــ در تضاد باشد.
این تحولات همزمان با برگزاری نشستهای اضطراری شورای امنیت سازمان ملل رخ میدهد که خواستار تضمین آزادی کشتیرانی است. به طور خلاصه، طرح مجدد موضوع جنگ و تشدید عملیاتها در خاورمیانه، از حد و مرز مانورهای صرفاً سیاسی فراتر رفته است.