
پیام تورنتو؛ شاهزاده رضا پهلوی از گذار، سازماندهی و فردای ایران گفت
ارشان آذری
سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در روز شنبه ۱۹ سپتامبر در دومین گردهمایی «کوروش بزرگ» در تورنتو را نمیتوان صرفاً یک سخنرانی مناسبتی یا تکرار مواضع گذشته دانست. بخش مهم این سخنرانی درباره مرحلهای بود که از نگاه شاهزاده رضا پهلوی، مبارزه سیاسی علیه جمهوری اسلامی اکنون وارد آن شده است؛ مرحلهای که در آن دیگر فقط سخن از اعتراض و مخالفت نیست، بلکه موضوعاتی مانند سازماندهی، تغییر تاکتیک، ریزش در ساختار حکومت و آمادگی برای مدیریت دوران گذار برجسته میشوند.
شاهزاده رضا پهلوی در این سخنرانی تأکید کرد که شرایط تازه، تغییراتی را در تاکتیکها و روشهای اجرایی ضروری کرده، اما تغییر تاکتیک به معنای تغییر هدف نیست. هدف اعلامشده همچنان پایان جمهوری اسلامی و رسیدن به ایرانی آزاد و آباد است. این جمله شاید یکی از کلیدیترین پیامهای سخنرانی تورنتو باشد، زیرا میان «هدف سیاسی» و «روش رسیدن به هدف» تفاوت قائل میشود. در سیاست، تاکتیک نمیتواند ثابت و جدا از تحولات جامعه، رفتار حکومت و شرایط منطقهای باقی بماند. تأکید شاهزاده رضا پهلوی بر تغییر روشها نشان میدهد که او تحولات ماههای اخیر را نیازمند بازنگری عملیاتی در مسیر مبارزه میداند.
بخش مهم دیگر سخنرانی، پاسخ شاهزاده رضا پهلوی به مسئله اتحاد اپوزیسیون بود. او اتحاد را نه به معنای یکسان شدن همه دیدگاهها، بلکه به معنای توافق بر اصول و اهداف مشترک تعریف کرد و بار دیگر چهار اصل مورد تأکید خود را برشمرد: حفظ تمامیت سرزمینی ایران، جدایی دین از حکومت، آزادیهای فردی و برابری همه شهروندان در برابر قانون و حق ملت ایران برای تعیین شکل نظام آینده از طریق انتخابات آزاد و منصفانه.
این بخش از سخنرانی از نظر سیاسی اهمیت ویژهای دارد، زیرا یکی از مشکلات دیرینه اپوزیسیون ایران دقیقاً در همین نقطه بوده است؛ این تصور که برای همکاری سیاسی، همه باید درباره شکل حکومت آینده، ساختار اقتصادی، سیاست خارجی و دهها مسئله دیگر از هماکنون به توافق کامل برسند. دیدگاهی که شاهزاده رضا پهلوی مطرح کرد، منطق دیگری دارد: نیروهای مختلف میتوانند برای عبور از جمهوری اسلامی بر اصول حداقلی و مشترک همکاری کنند و تعیین شکل نهایی حکومت را به رأی آزاد مردم ایران بسپارند. بر اساس چنین مدلی، جمهوریخواه یا پادشاهیخواه بودن نباید پیششرط همکاری برای رسیدن به انتخابات آزاد باشد.
اما شاید سیاسیترین بخش سخنرانی زمانی بود که شاهزاده رضا پهلوی از وجود برنامه برای فشار بر جمهوری اسلامی، حمایت از مردم، سازماندهی نیروها، تشویق ریزش از ساختار حکومت و مدیریت دوران گذار سخن گفت. اینجا سخنرانی از مرز مخالفت با یک حکومت فراتر میرود و وارد مسئله دشوارتر «فردای جمهوری اسلامی» میشود. هر جریان سیاسی میتواند خواهان سقوط یک حکومت باشد، اما آزمون جدی از جایی آغاز میشود که باید درباره روز بعد از سقوط آن پاسخ داشته باشد.
اگر صحبت از مدیریت دوران گذار است، پرسشهای مشخصی نیز مطرح میشود: امنیت کشور در نخستین روزهای گذار چگونه حفظ خواهد شد؟ ارتش و نیروهای انتظامی چه نقشی خواهند داشت؟ دستگاه اداری کشور چگونه بدون فروپاشی به کار خود ادامه خواهد داد؟ چه سازوکاری از هرجومرج و خلأ قدرت جلوگیری خواهد کرد؟ مدیریت موقت کشور چه اختیارات و چه محدودیتهایی خواهد داشت و در چه زمانی قدرت را به نهادهای برآمده از انتخابات آزاد واگذار خواهد کرد؟ سخنرانی تورنتو بر وجود برنامه و سازماندهی تأکید داشت. مرحله بعدی طبیعتاً باید روشنتر شدن همین برنامهها و سازوکارهای اجرایی آنها باشد.
موضوع ریزش از ساختار جمهوری اسلامی نیز جایگاه برجستهای در سخنان شاهزاده رضا پهلوی داشت. او گفت بسیاری از نیروهای کشوری و لشکری از طریق راههای ارتباطی امن جدایی خود را از حکومت اعلام کردهاند و همچنین از شکاف و بیاعتمادی در سطوح بالای تصمیمگیری جمهوری اسلامی سخن گفت. میزان و ابعاد واقعی این ارتباطات به دلیل ماهیت محرمانه آنها از بیرون قابل راستیآزمایی مستقل نیست، بنابراین باید این بخش را به عنوان گزارشی از سوی شاهزاده رضا پهلوی و تیم او در نظر گرفت.
با این حال، نفس مطرح شدن این موضوع از نظر سیاسی معنی روشنی دارد. پیام فقط خطاب به هواداران شاهزاده رضا پهلوی یا ایرانیان خارج کشور نیست؛ بخشی از مخاطبان چنین سخنانی نیروهای نظامی، اداری، انتظامی و حتی امنیتی داخل ساختار جمهوری اسلامی هستند. پیام این است که سرنوشت کارکنان دستگاه حکومتی الزاماً نباید با سرنوشت هسته اصلی قدرت یکی باشد و امکان جدا کردن حساب کشور و مردم از حاکمیت وجود دارد. در بسیاری از گذارهای سیاسی، زمانی که بدنه یک حکومت احساس کند آیندهای خارج از ساختار موجود نیز برایش متصور است، روند ریزش میتواند اهمیت تعیینکننده پیدا کند.
شاهزاده رضا پهلوی همچنین کوشید اعتراضات و خیزشهای سالهای گذشته را نه مجموعهای از اتفاقات جداگانه، بلکه حلقههای یک روند سیاسی طولانی معرفی کند. در این نگاه، اعتراضات دی ۱۳۹۶، آبان ۱۳۹۸، خیزش ۱۴۰۱ و تحولات بعدی هر یک مرحلهای از روندی هستند که جامعه ایران طی کرده است. به این ترتیب، مبارزه کنونی در روایت شاهزاده رضا پهلوی نه یک انفجار ناگهانی، بلکه حاصل سالها تجربه، شکست، هزینه و آموختن است. او در تورنتو تأکید کرد که مخالفان امروز از گذشته باتجربهتر و سازمانیافتهتر شدهاند.
اما گردهمایی تورنتو یک ویژگی سیاسی دیگر نیز داشت که نباید نادیده گرفته شود: حضور پیر پولیاو، رهبر حزب محافظهکار و رهبر اپوزیسیون رسمی کانادا. برگزارکنندگان پیش از مراسم اعلام کرده بودند که پولیاو در کنار شاهزاده رضا پهلوی و شماری از چهرههای سیاسی و مدنی کانادا در این برنامه شرکت خواهد کرد.
پیر پولیاو در سخنان خود موضع بسیار صریحی در قبال جمهوری اسلامی اتخاذ کرد. او جمهوری اسلامی را نماینده مردم ایران ندانست، خواهان موضع سختگیرانهتر کانادا در برابر حکومت شد، درباره حضور وابستگان سپاه پاسداران در کانادا سخن گفت و بر پیگیری عدالت برای قربانیان پرواز پیاس ۷۵۲ تأکید کرد. او همچنین با اشاره به جایگاه آزادی در تاریخ ایران و میراث کوروش، ابراز امیدواری کرد روزی شاهزاده رضا پهلوی به ایران بازگردد و پرچم شیر و خورشید در ایران برافراشته شود.
حضور رهبر اپوزیسیون رسمی کانادا در چنین مراسمی از نظر سیاسی قابل توجه است، اما باید حدود معنای آن را نیز دقیق دید. سخنان پیر پولیاو موضع او و حزب محافظهکار کاناداست و نباید آن را به معنای تصمیم رسمی دولت کانادا یا شناسایی یک آلترناتیو سیاسی از سوی دولت کانادا تلقی کرد. با این حال، حضور او در کنار شاهزاده رضا پهلوی نشان میدهد مسئله ایران و فعالیت جامعه ایرانی کانادا از سطح اجتماعات مهاجران فراتر رفته و به یکی از موضوعات قابل توجه در سیاست کانادا تبدیل شده است. حزب محافظهکار نیز پیش از این به طور رسمی از ایرانی آزاد، دموکراتیک و عاری از جمهوری اسلامی حمایت کرده بود.
رابطه سیاسی میان شاهزاده رضا پهلوی و پیر پولیاو نیز محدود به مراسم شنبه نبود. شاهزاده رضا پهلوی در مرداد امسال پس از گفتوگو با پولیاو اعلام کرده بود که دو طرف درباره سیاست کشورهای غربی در قبال ایران و حمایت از جنبش مردم ایران گفتوگو کردهاند. در همان گزارش آمده بود که پولیاو بر حمایت از ایرانی سکولار و دموکراتیک و برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه برای تعیین آینده کشور تأکید کرده است.
از این منظر، حضور پیر پولیاو در مراسم تورنتو صرفاً حضور یک میهمان سیاسی نبود؛ ادامه تماسهایی بود که از پیش میان دو طرف شکل گرفته بود. برای اپوزیسیون جمهوری اسلامی نیز چنین ارتباطاتی اهمیت دارد، زیرا یکی از عرصههای مبارزه سیاسی، متقاعد کردن دولتها و احزاب کشورهای دموکراتیک به تفکیک میان مردم ایران و جمهوری اسلامی و حمایت از حق مردم ایران برای تعیین آینده خود است.
در پایان سخنرانی، شاهزاده رضا پهلوی با توصیف جمهوری اسلامی به عنوان حکومتی فرسوده از درون، گفت مخالفان از همیشه مصممتر و سازمانیافتهترند و «صبح آزادی» را نزدیک دانست. چنین عبارتی بیش از آنکه یک جدول زمانی دقیق برای پایان جمهوری اسلامی باشد، یک پیام سیاسی و بسیجکننده است. زمان و چگونگی تغییر یک حکومت را نمیتوان صرفاً از روی یک سخنرانی تعیین کرد؛ انسجام دستگاه امنیتی، وضعیت اقتصادی، اعتراضات و اعتصابات، ریزش در ساختار قدرت، میزان سازمانیافتگی مخالفان و تحولات منطقهای همگی در چنین فرایندی نقش دارند.
با این حال، مهمترین نکته سخنرانی تورنتو را شاید بتوان در تغییر واژگان آن جستوجو کرد. سخن از «اعتراض» به تنهایی نبود؛ سخن از گذار، سازماندهی، تغییر تاکتیک، ریزش، برنامه و مدیریت فردای جمهوری اسلامی بود. این تغییر واژگان مهم است، زیرا اپوزیسیونی که خود را در آستانه مرحلهای تازه میبیند، ناگزیر باید بیش از گذشته درباره نحوه انتقال قدرت و اداره کشور سخن بگوید.
پیام تورنتو را میتوان چنین خلاصه کرد: هدف تغییر نکرده است، اما روشها باید با واقعیتهای تازه تغییر کنند؛ اتحاد به معنای یکساناندیشی نیست؛ شکل حکومت آینده را باید مردم در صندوق رأی تعیین کنند؛ مبارزه بدون سازماندهی به نتیجه نمیرسد؛ ریزش در ساختار قدرت بخشی از راهبرد گذار است؛ و برای روز بعد از جمهوری اسلامی باید از امروز برنامه داشت.
ارزش سیاسی سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی در نهایت نه فقط با استقبال حاضران در سالن، بلکه با اتفاقاتی سنجیده خواهد شد که پس از آن رخ میدهد. اگر سخن از آمادگی برای دوران گذار است، قدم بعدی تبدیل این آمادگی به سازوکارهای روشن، قابل فهم و قابل ارزیابی برای جامعه ایران خواهد بود. در آن صورت، بحث سیاسی نیز از پرسش قدیمی «چه کسی مخالف جمهوری اسلامی است؟» به پرسش بسیار جدیتر «چه کسی برای فردای ایران چه برنامهای دارد؟» منتقل خواهد شد.