یکی از مهمترین پرسشهای این روزها این است که با آب شدن یخها در روابط مسکو و واشنگتن، آیا میزان تحریم ها، به ویژه تحریمهای نفتی اعمال شده علیه مسکو کاهش پیدا خواهد کرد؟ این ایده را یورونیوز در گزارشی مورد بررسی قرار داده و گفته است که با توجه به تمایل روسیه برای افزایش همکاری بین آمریکا، روسیه و عربستان سعودی در بخش انرژی و برنامه ترامپ برای اعمال سیاست فشار حداکثری علیه صادرات نفت ایران، شرایط برای جمهوری اسلامی در بازار جهانی انرژی بهویژه پس از آتشبس احتمالی در اوکراین سختتر خواهد شد.
در خصوص تجربه فروش در دوران تحریمی باید به این نکته دقت کنیم؛ زمانی که ما میتوانستیم یک و نیم میلیون بشکه نفت صادر کنیم، بایدن خود را به ندیدن زده بود و به اصطلاح چشم خود را روی این صادرات بسته بود؛ اما اکنون شرایط تغییر کرده است و حفرههای تحریم مدام رصد و بسته میشود. ضمن این که در دوران بایدن، تمایلی به بستن حفرهها نبود، اما اکنون این تمایل وجود دارد. این را هم به یاد داشته باشیم که چین مثل همه کشورها، بر مبنای منافع اقتصادی خود کار میکند و روی منافع خود تصمیم میگیرد نه روی دوستی با ایران.
هاشم اورعی، رئیس اتحادیه انرژی گفت: «اگر واقع بینانه به بازارهای انرژی نگاه کنیم، حتی در دو الی سه سال اخیر هم روسیه، عملا ما را از بازار انرژی بیرون رانده بود. به این دلیل که روسیه نیز تحت تحریم قرار داشت و ناچار بود تخفیفهای زیادی به خریداران نفت خود ارائه دهد. در نتیجه روسیه نفت و گاز خود را از اروپا، به سمت چین و هندوستان آورد. اینها همان خریداران اصلی نفت ایران بودند؛ چرا که به علت تحریمها نمیتوانستیم نفت کشور را به اروپا بفروشیم و در نتیجه وقتی روسیه تحریم شد، در رقابت مستقیم با نفت ایران قرار گرفت و به نوعی ایران را از صحنه انرژی جهان به سمت بیرون میراند و اکنون مدت هاست که روسیه رقیب ما در حوزه انرژی است. طی سالهای اخیر، شرایط صادرات ما چندان مساعد نبود یا به عبارتی محدود بود. اکنون هم ترامپ اعلام کرده هدف نهایی او به صفر رساندن صادرات نفت ایران است. نزدیک شدن روسیه و ایالات متحده نیز میتواند به عنوان یکی از اهرم های ترامپ برای کاهش صادرات ایران مورد استفاده قرار گیرد.
وی در خصوص ادامه فروش نفت ایران به چین نیز گفت: یادمان باشد که صادرات سالانه چین به آمریکا ۶۰۰ میلیارد دلار است. در نتیجه، بسیار کودکانه است اگر کسی فکر کند چین به خاطر ما ارتباط تجاری خود با آمریکا را قطع کرده و به ارتباط خود با ایران ادامه دهد. در حوزه سرمایه گذاری هم همین است. چین چقدر در ایران سرمایه گذاری کرده است؟ چه بسیار پروژههایی داریم که قرار بوده چین روی آنها سرمایه گذاری کند، اما به جایی نرسیده است و در حد حرف باقی مانده است. چین به هیچ عنوان در ایران سرمایه گذاری پرریسک نمیکند. ایران یک کشور پرریسک است. فضای سرمایه گذاری در ایران نیز ملتهب است. فقط چین نیست که از سرمایه گذاری گسترده در ایران ابا دارد. مگر قرار نبود هند با سرمایه گذاری گسترده در ایران، بندر چابهار را به یک بندر بین المللی تبدیل کند؟ در کمال تأسف، چند روز قبل خبر آمد که هند از این سرمایه گذاری کنار کشیده است.