
«واشنگتنپست» به نقل از منابع آگاه و مقامات نظامی از تداوم حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه خبر داده است. این روزنامه گزارش داد که «لشکر ۸۲ هوابرد» ارتش آمریکا دستکم تا سال آینده در خاورمیانه باقی خواهد ماند؛ ضمن آنکه مقامات نظامی پیشبینی میکنند با توجه به نقش کلیدی این یگان در هرگونه تهاجم زمینی احتمالی به ایران، مدت زمان استقرار آن تمدید شود.
ورق جنگ به نفع ترامپ برمیگردد
برت مکگورک، مقام ارشد پیشین امنیت ملی آمریکا، در تحلیلی برای سیانان از «پرده چهارم» جنگ با رژیم ایران میگوید همانطور که در مورد داعش و مذاکرات آزادی گروگانهای حماس در غزه برداشتهای اولیه درباره دست بالاتر یک طرف میتوانست گمراهکننده باشد، درباره وضعیت کنونی این جنگ نیز برای قضاوت نهایی هنوز زود است. با این تفاوت که این مناقشه اکنون با چند ماه پیش تفاوت اساسی دارد.
آمریکا از اواسط ژوئیه محاصره نظامی بنادر ایران و تحریم تجارت نفت این کشور را از سر گرفته و همزمان ارتش آمریکا برای باز نگه داشتن مسیرهای کشتیرانی و حفاظت از کشتیهای تجاری در حال تردد در تنگه هرمز تلاش کرده است.
نتیجه این اقدامات شکلگیری یک محاصره موثر علیه صادرات نفت ایران بوده، حال آنکه همزمان جریان حملونقل دریایی در سطح جهانی در حال بازگشت است و قیمت انرژی نیز، برخلاف نگرانیهای اولیه، ثبات قابل توجهی داشته است. با استناد به گزارشی از بلومبرگ، جریان نفت از تنگه هرمز اکنون به حدود دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته است.
پس در شرایط کنونی فشار اقتصادی بیش از آنکه متوجه آمریکا باشد، بر ایران وارد میشود و اگر تهران توانایی استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار را از دست بدهد، بخش مهمی از قدرت چانهزنی خود را نیز به سرعت از دست خواهد داد.
البته راهبرد مناسبتر آمریکا از همان ابتدا میتوانست تمرکز بر یک کارزار اقتصادی در حمایت از ایرانیانی باشد که خواهان تغییر هستند. مرحله نخست جنگ، که با حذف بخش عمدهای از رهبران حکومت ایران همراه شد، در نهایت موجب تحکیم قدرت سپاه پاسداران و تشدید سرکوب مخالفان حکومت شد.
با این حال سپاه پاسداران برای حفظ قدرت از طریق اعمال زور به منابع اقتصادی نیاز دارد و پرده چهارم جنگ، یعنی اعمال محاصره نظامی، فشار جدیدی را بر جمهوری اسلامی وارد کرده که تاکنون با آن مواجه نبوده است. این نخستین بار از زمان انقلاب ۱۳۵۷ است که رژیم ایران با قرنطینه و محدودیت جدی در مسیر حیاتی اقتصادی خود از طریق تنگه هرمز مواجه شده است.
تهران ممکن است تلاش کند با تشدید درگیری از این فشار خارج شود. راهبرد رژیم ایران در سه پرده نخست جنگ روشن بود: تهدید تجارت در تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی و قیمت بنزین در آمریکا، افزایش فشار اقتصادی بر افکار عمومی جهان و در نهایت وادار کردن ترامپ به عقبنشینی؛ بهویژه با نزدیک شدن انتخابات میاندورهای آمریکا.
اما تلاشهای رژیم ایران برای بستن تنگه هرمز با استفاده از پهپاد و مینگذاری، اکنون برای نخستین بار با شکست مواجه شده است. البته با تشدید فشارهای اقتصادی، نمیتوان احتمال تشدید تنش از سوی سپاه پاسداران را نادیده گرفت. با این حال در شرایط کنونی بعید است چنین اقدامی برای کاستن از این فشارها کافی باشد. به نظر میرسد ترامپ برای ادامه فشارها بسیار مصممتر از آن چیزی است که رهبران تهران تصور میکردند. شاید برای نخستین بار از آغاز جنگ، کفه ترازو به سود او تغییر کرده باشد.