
تایتانیک کشتی بخار بزرگی بود که در ۱۵ آوریل ۱۹۱۲ هنگام سفر از بندر ساوتهمپتون انگلستان به سوی نیویورک آمریکا به علت برخورد با کوه یخ بزرگی آسیب دید و در مدت کمتر از سه ساعت غرق شد.
اگر تفاهمنامه اسلام آباد را کشتی تایتانیک جمهوری اسلامی و ترامپ را به مثابه آن کوه لعنتی تلقی کنیم، محاصره دریایی ایران شکاف عمیقی بر بدنه این کشتی نشانده و در نتیجه آب های سرد و کشنده اقیانوس وارد کشتی گردیده و در اولین گام اقتصاد ایران را به کام گرداب هولناکی سوق داده است.
در این میان، این انتظار بجای همگانی وجود دارد که نظام برای نجات کشتی و جان سرنشینانش دست به اقدام بزند، اما بر خلاف انتظار عمومی متاسفانه رهبران نظام درک درستی از روح زمانه و الزامات آن از سویی و عمق فاجعه و پیامدهای ویرانگر آن از سوی دیگر ندارند. بنابراین، گویا آسیب های وارده به کشتی را جدی ارزیابی نمی کنند و همچنان بر آسیب ناپذیری نظام و غرق ناشدنی بودن کشتی خویش باور دارند.
در این شرایط هولناک، آنان به جای چاره اندیشی عقلانی برای نجات جان مسافران بی گناهش، در عرشه کشتی گرد آمده و در پیش نگاه حیرت زده مسافران بر سر شیوه هدایت کشتی، در حال نزاع های بی حاصل و ملال آور جناحی و جنگ قدرت چندش آوری هستند.
در چنین شرایطی نوکیسگان قدرت که بار و بندیل خویش را از سفره انقلاب برچیده و دیری است آماده سفر به دیار رویاهای خویش بوده اند، فرصت را غنیمت شمرده و به سرعت سوار قایق های نجات شده تا جان و دارایی خود را از مهلکه نجات دهند. در حالی که بخش اندکی از مسافران کشتی در حال سقوط نیز با لطایف الحیل در جهت حفظ ارزش دارایی خویش و یافتن جایی در قایق های نجات آخرین تلاش های ممکن را انجام می دهند. کسانی که برای تبدیل ریال به ارزهای خارجی چون دلار و یورو و سکه و شمش طلا و جواهر به کار می گیرند تا از شاید قافله فرار عقب نمانند.
همزمان بسیاری از اعضای طبقات متوسط و فرودست جامعه که نه دارایی چندانی برای تبدیل به ارز و دلار در اختیار دارند و نه باوری به این شیوه های سخیف، غیرانسانی و ضد ملی دارند، در اتاق ها و دالان های تیره و تاریک و نمناک کشتی گرفتارند و در مسیر آب های خروشان بحران فروپاشی اقتصادی قرار گرفته اند. به نظر می رسد که برای جلوگیری از هجوم آنان به عرشه کشتی و اخلال در روند عملیات نجات برگزیدگان الیگارشی قدرت، درهای خروجی طبقات کلاس سی کشتی قفل شده و مرگ شرافتمندانه و در فضای باز و آزاد نیز از این نگون بختان تاریخ معاصر ایران دریغ می شود.
البته طنز دردناک قضیه اینجاست که در این وضعیت بحرانی گروهی از نوازندگان در عرشه کشتی در حال غرق گرد هم آمده و بی هدف می نوازند. گویی هیچ اتفاقی روی نداده و همه چیز آرام است و آنان هیچگونه مسئولتی در قبال شرایط کنونی ندارند و به جای صداقت در گفتار و کردار و شفافیت در پاسخگویی به مطالبات عمومی، بی عاری پیشه کرده و نوای سازهای بی معنای خویش را به صدا درآورده اند.
در تحلیل نهایی به نظر می رسد که یک نکته مهم را فراموش کرده اند که همه ایرانیان سوار یک کشتی آسیب دیده هستند و بایستی در برهه حساس کنونی تمام اختلافات به فراموشی سپرده شود و نجات کشتی و جان مسافرانش به منزله تنها رسالت سرنشینان آن به شمار آید.
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، روز پنجشنبه به شبکه CNBC درباره سیاست جدید واشنگتن در قبال ایران گفت که آمریکا قصد دارد «سختترین تحریمهای تاریخ» را اعمال کند. بسنت با اشاره به همزمانی تحریمها با محاصره ایران گفت: «این یک ضربه دوگانه است. ما محاصره را داریم و سختترین تحریمهای تاریخ را خواهیم داشت. این در ایران جواب خواهد داد و ما این رژیم را فروخواهیم پاشاند.»
این اظهارات با واکنش لارنس نورمن، خبرنگار والاستریت ژورنال همراه شد. او در شبکه ایکس نوشت که این اولین بار پس از مدتهاست که یک مقام ارشد دولت ترامپ خواستار تغییر رژیم در ایران شده است و سپس این پرسش را مطرح کرد که آیا این موضع به معنای بازگشت دولت آمریکا به اهدافی است که از ۲۸ فوریه دنبال میکرد.
فیلم زیر: گوش کنید به سخنان امروز فلاحت پیشه مقام سابق حکومتی
سفیر کارکشته شوروی در تهران، ایوان سادچیکوف، مصدق را چنین توصیف میکرد: «ترکیبی باورنکردنی از خیانت [به منافع و آرمانهای شوروی]، حیلهگری و دورویی؛ این یعنی مصدق.... مصدق باور داشت که در ایران دو حزب توده وجود دارد: «تودهٔ انگلیسی» و «تودهٔ روسی»
بعضی نکتههای جدید در میان اسناد شوروی خواندنی است هنگامی که نفت ایران تحریم شد، برخی محافل سیاسی در تهران فروش نفت به شوروی را ممکن میدانستند مبتکر اصلی این ایده آیتالله کاشانی بود او از طریق یک تاجر روس به نام عیسیاف اطلاع داد که میخواهد به صورت مخفیانه با سادچیکوف دیدار کند افراد کاشانی، همچون شعبان کاظمی، به طور مخفیانه با سفارت شوروی در حال مذاکره بودند
دولت شوروی بهاشتباه میاندیشید که «جبههٔ ملی» را نیروهای طرفدارِ انگلیس ایجاد کردهاند مسکو مصدق را بازیچه آمریکا میپنداشت حتی پس از واقعه تیر ۱۳۳۱، آنها به آیتالله کاشانی به عنوان یک نیروی سیاسی اهمیت بیشتری قائل بودند تا نسبت به مصدق.
استالین و مولوتوف، مصدق را عامل امپریالیسم میدیدند و این درحالی بود که در جبهه مقابل، بریتانیاییها و آمریکاییها، مصدق را آدم شوروی میپنداشتند سفیر آمریکا در تهران، لوی هندرسون، در آبان ۱۳۳۱ مصدق را متهم میکرد که برای جلوگیری از تحریک شوروی، با حزب توده مبارزه نمیکند
و تداومِ چنین وضعی میتواند به این بینجامد که کمونیستها به شکلی نامرئی به قدرت برسند
ورود تدارکاتچی نظام به صحنه و حمایت او از تفاهمنامه نشان میدهد که محمد خاتمی یکبار دیگر به دنبال نجات حکومت است
محمد خاتمی یک سیاستمدار ورشکسته که با دو دوره ریاست جمهوری خود میلیونها ایرانی را فریب داد و هنوز ایرانیان دورغ های او وعده های عمل نکرده اش را بخاطر دارند اینبار روی سخنش با نظامش است و نه مردم که میگوید این بهترین تفاهمنامه در طول تاریخ است
شعار «اصلاحطلب اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» را مردم ایران بخوبی درک کردند که این نظام اصلاح پذیر نیست و اکنون نوبت آمریکا و ترامپ است که تا این شعار را درک کنند
این حکومت اسلامی آن چیزی نیست که بتواند با جهان سر سازش داشته باشد چون ماهیت و استراتژی و هدف این نظام در آشوب و تروریستم و قتل و غارت است نه صلح و ورود به جامعه جهانی
خاتمی گیریم که با آمریکا هم صلح کردید با مردم ایران چه میکنید