
روزنامه «معاریو» برآوردهای نهادهای امنیتی اسرائیل درباره زمان رویارویی با رژیم ایران را منتشر کرد. این روزنامه گزارش داد که برآورد نهادهای امنیتی اسرائیل حاکی از آن است که اگر رژیم ایران امروز دست به حمله نزند، رویارویی بعدی به پس از انتخابات موکول خواهد شد. (فیلم زیر: تحلیل روز)
این در حالیست که رژیم ایران در پاسخی که به واسطههای قطری داده گفته است: اگر محاصره و جنگ اقتصادی آمریکا علیه ما ادامه یابد، امنیت به تنگه هرمز بازنخواهد گشت. ادعاهای آمریکا درباره بازگشایی تنگه هرمز — و از دست رفتن «برگ برنده تنگه» برای ما — با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد.
حمله پهپادی یا برخورد با مین دریایی؟
سپاه پاسداران شامگاه یکشنبه با انتشار تصاویری اعلام کرد که یک نفتکش هنگام عبور از تنگه هرمز، در مسیری که آن را «غیرمجاز» میداند، به مینهای دریایی برخورد کرد و دچار آتشسوزی و انفجار شد. با این حال، وزیر کشتیرانی هند اعلام کرد که این نفتکش هدف حمله پهپادی قرار گرفته است.
سپاه پاسداران با انتشار تصاویری از آتشسوزی در یک نفتکش مدعی شد این سومین نفتکشی است که در یک روز هنگام عبور از «مسیر غیرمجاز» تنگه هرمز به مینهای دریایی برخورد میکند و آتش میگیرد.
این در حالیست که وزیر کشتیرانی هند، اعلام کرد این کشتی در لنگرگاه بندر «صحار» در شمال عمان هدف حمله پهپادی قرار گرفته است و در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: روز ۱۱ اکتبر، نفتکش «پترو دلفین» که ۱۱ دریانورد هندی در آن حضور داشتند، در لنگرگاه «صحار» هدف حمله پهپادی قرار گرفت. ۹ نفر از خدمه هندی با موفقیت نجات یافتهاند و در سلامت هستند، اما دو تبعه هند همچنان مفقودند.
چرا رژیم ایران در تلاش است محاصره دریایی را بشکند؟
اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، جزئیات طرحی برای تهاجم اقتصادی ایالات متحده علیه رژیم ایران را فاش کرد. او پیشبینی میکند که نتایج این طرح ظرف سه تا چهار ماه حاصل شود و به تسلیم کامل تهران در برابر خواستههای آمریکا منجر گردد.
از سقوط ارزش ریال تا کسری بودجه و هزینههای جنگ؛ خبرنگار الجزیره در تهران در گزارشی گفت: در پاییز سال ۲۰۲۶، اقتصاد ایران با تلاقی فشارهای گوناگونی روبروست؛ فشارهایی که دامنهای وسیع دارند: از کاهش ارزش ریال، تورم سرسامآور، افت تولید، محدودیت در تجارت خارجی و رکود سرمایهگذاری گرفته تا هزینههای مستقیم و غیرمستقیم جنگ. این عوامل در شرایطی بر پیکره اقتصاد اثر گذاشتهاند که دولت پیش از آن نیز با محدودیت منابع و معضل کسری بودجه دستبهگریبان بود.
اهمیت وضعیت کنونی در این واقعیت نهفته است که این فشارها را نمیتوان بهصورت مجزا از یکدیگر تحلیل کرد. کاهش درآمدهای ارزی میتواند هم بر بازار ارز و هم بر درآمدهای دولت تأثیر بگذارد؛ کاهش تولید میتواند درآمدهای مالیاتی را محدود سازد؛ افزایش هزینههای جنگ میتواند فشار بر بودجه را تشدید کند؛ و شیوه تأمین مالی کسری بودجه نیز میتواند بر تورم و قدرت خرید اثرگذار باشد.
بنابراین، مشکلات پیشروی اقتصاد ایران را نمیتوان صرفاً با تکیه بر نرخ ارز یا تورم تبیین کرد؛ بلکه مسئله اصلی، ظرفیت اقتصاد و دولت برای مدیریت همزمان چندین شوک بزرگ است.