
ارشان آذری
پرسش من از آن دسته از مخالفان پهلوی و فعالان سیاسی که مرتب فحاشی برخی هواداران شاهزاده رضا پهلوی را برجسته میکنند، بسیار روشن است: چرا وقتی نوبت به رفتار مدنی، نظم و احترام صدها هزار ایرانی میرسد، این واقعیتها را نادیده میگیرید؟
مگر در ۲۵ بهمن ۱۴۰۴، پس از فراخوان شاهزاده رضا پهلوی، حدود ۳۵۰ هزار نفر در تورنتو، ۲۵۰ هزار نفر در مونیخ و طبق گزارشهای منتشرشده حدود ۳۵۰ هزار نفر در لسآنجلس به خیابان نیامدند؟ مگر در لندن، ونکوور، استرالیا و دیگر شهرهای جهان دهها هزار ایرانی دیگر به این حرکت نپیوستند؟ مجموع این تجمعها بیش از یک میلیون شرکتکننده داشت. این جمعیت عظیم، شامل مشروطهخواهان و دیگر ایرانیان همراه با فراخوان شاهزاده بود که در برابر چشم جهانیان حضور پیدا کردند.
چرا از نظم و رفتار مسالمتآمیز این جمعیتها سخن نمیگویید؟ چرا نمیگویید پلیس مونیخ از رفتار محترمانه شرکتکنندگان قدردانی کرد؟ چرا نمیگویید داگ فورد، نخستوزیر انتاریو، از ایرانیانی سخن گفت که به مأموران پلیس گل رز میدادند و از آنان تشکر میکردند؟ چرا از مردمی که پس از راهپیمایی زبالههای خیابان را جمع میکردند، تصویری در نوشتههای انتقادی شما دیده نمیشود؟
آیا اینها نشانههای فرهنگ سیاسی و مسئولیتپذیری همان مردمی نیست که امروز برخی میخواهند آنان را با رفتار چند فرد توهینکننده معرفی کنند؟
من هرگز ادعا نمیکنم که در میان این جمعیتهای بزرگ هیچ تخلفی رخ نداده است. اما تفاوت بزرگی میان چند تخلف محدود و رفتار عمومی صدها هزار انسان وجود دارد. چگونه میتوان آن نظم گسترده را کنار گذاشت و فحاشی چند حساب مجازی را به چهره یک جریان سیاسی تبدیل کرد؟
موضوع نفوذ جمهوری اسلامی را نیز نباید نادیده گرفت. فعالیت دستگاههای اطلاعاتی این حکومت علیه مخالفان خارج از کشور واقعیتی مستند است. بنابراین، هنگامی که فردی ناشناس با نام یا تصویر هواداران پهلوی به فحاشی و تحریک دیگران میپردازد، نخست باید هویت و وابستگی او روشن شود. بدون چنین بررسیای، نه میتوان او را مأمور حکومت دانست و نه رفتار او را به تمام مشروطهخواهان نسبت داد.
دوستان گرامی، چرا برای قضاوت درباره هواداران شاهزاده رضا پهلوی، رفتار محترمانه صدها هزار ایرانی در خیابانهای تورنتو، مونیخ و دیگر شهرهای جهان معیار قرار نمیگیرد، اما رفتار تعدادی حساب مجازی با هویت نامعلوم مرتب برجسته میشود؟
اگر واقعاً دغدغه شما فرهنگ دموکراتیک، احترام متقابل و همبستگی ملی است، باید تمام واقعیت را ببینید، نه فقط بخشی را که با انتقاد سیاسی شما سازگار است.
نمیشود گلهای رز تقدیمی به پلیس، خیابانهای پاکیزه و راهپیماییهای عظیم و مسالمتآمیز را نادیده گرفت، اما فحاشی چند نفر را به نام یک جریان بزرگ سیاسی ثبت کرد.
انتقاد از رفتار ناپسند حق شماست، اما قضاوت درباره یک جریان سیاسی باید بر پایه مجموعه رفتارهای آن و شواهد معتبر باشد. مسئولیت سخن و عمل هر فرد مستقل نیز بر عهده خود اوست، نه لزوماً شخصیتی که از او حمایت میکند.
« همراه شو هموطن، که این درد مشترک بیحضورت درمان نمیشود!»