خلاصه انگلیسی این خبر را می توانید در زیر ببینید

یکشنبه، 11 مرداد ماه 1405 = 02-08 2026

کارشناس: اقدامات ترامپ حساب‌شده و قطعاتی از یک استراتژیِ چندلایه است

ترامپ ساعاتی پیش در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت: ایالات متحده آمریکا آماده و مجهز به سلاح است تا علیه جمهوری اسلامی ایران اقدام کند. علیرغم این، ایران و سایر کشورهای خاورمیانه از ما خواسته‌اند که هرگونه حمله‌ای را در چارچوب تعهداتی که مورد توافق قرار گرفته است، متوقف کنیم. این شامل بازگشایی فوری، کامل و بی‌قید و شرط تنگه هرمز و پایان دادن به تهدید هسته‌ای می‌شود. بر اساس این درخواست، من برای منافع آینده جهان و همچنین بقای یک ایران موفق و مرفه، موافقت کرده‌ام که حمله را لغو کنم، مشروط بر اینکه بتوانم به سرعت به توافقنامه‌ای دست یابم. اسرائیل در این تعهد به من می‌پیوندد. همه دست به کار شوید و آن را انجام دهید.

این در حالیست که یک تحلیلگر روابط بین‌الملل در تهران گفته: اصولاً وقفه‌هایی که در میان دوره‌های تخاصم و جنگ رخ می‌دهد، غالباً با هدف تجدید قوا و به اصطلاح نظامی "خشاب‌گذاری" صورت می‌گیرد. به هیچ‌وجه نباید این سکوت نسبی و فاصله زمانی را به معنای پایان بحران یا فروکش کردن التهابات تعبیر کرد؛ بلکه هر دو سوی میدان در حال آماده‌سازی و تجهیز خود برای ورود به فاز پیچیده‌تر و جدیدتری از رویارویی هستند. هر دو طرف تلاش کرده‌اند تا از این فرصتِ تنفس، برای توسعه ظرفیت‌های عملیاتی و جنگی خود نهایت بهره را ببرند.

محسن جلیلوند در ادامه به یک نکته مهم در تقویم سیاسی آمریکا اشاره کرد و افزود: باید این متغیر کلیدی را نیز در نظر داشته باشیم که کنگره آمریکا در همین هفته وارد تعطیلات تابستانی یک‌ماهه خود می‌شود. این خلأ حضور نمایندگان، دست ترامپ را برای اتخاذ تصمیمات تهاجمی و دور از فشارهای نظارتی کنگره، کاملاً باز می‌گذارد.

این کارشناس امور بین‌الملل گفت: در واقع، ترامپ ساختار تقابل را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده است که هم بتواند موانع دست‌وپارگیر قانونی را دور بزند و هم در هر زمان که اراده کرد، ماشه حمله جدیدی را بکشد. تشدید بی‌سابقه تحریم‌ها، تلاش برای ایجاد یک اجماع جهانی علیه جمهوری اسلامی و سایر اقدامات مشابه، به وضوح نشان می‌دهد که واشنگتن قصد دارد تهران را در یک زمین بازی کاملاً جدید تحت فشارهای فرساینده قرار دهد.

او در تشریح دگردیسی راهبردی دولت ترامپ تأکید کرد که استراتژی فعلی واشنگتن دیگر بر یک ابزار واحد استوار نیست. بر اساس داده‌های میدانی ماه‌های اخیر، پکیج اقداماتی که آمریکا به کار گرفته—از اعمال فشارهای فلج‌کننده اقتصادی و سیاسی تا فعال نگه داشتن سایه تهدید نظامی روی میز—نشانگر آن است که تیم امنیت ملی کاخ سفید به دنبال تحمیل همزمانِ بالاترین سطح از هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و دیپلماتیک بر تهران است. تحرکات اخیر آمریکا به تهدیدهای صرفاً لفظی، خطای محاسباتی است؛ چرا که این اقدامات می‌تواند قطعاتی از یک پازل کلان و استراتژیِ چندلایه باشد.

محسن جلیلوند افزود: کاخ سفید در تلاش است تا با حفظ هژمونی و بازدارندگی نظامی خود، از اهرم‌های مکملی همچون ابزار تحریم، ائتلاف‌سازی‌های منطقه‌ای و فشارهای دیپلماتیک استفاده کند تا دایره انتخاب‌ها و گزینه‌های واکنش تهران را به حداقل برساند. این راهبرد که ماهیت آن «مدیریت تهاجمی بحران» بدون درغلتیدن به یک جنگ تمام‌عیار و پرهزینه است، در صورت تداوم، چشم‌انداز بازگشت به میز مذاکره را تیره کرده و احتمال ورود به یک فاز پرالتهاب و تازه از رویارویی را به شدت تقویت می‌کند.

او گفت: تجربه جنگ‌های منطقه‌ای در سال‌های اخیر به وضوح نشان داده است که زیرساخت‌های حیاتی—از شبکه‌های تامین انرژی گرفته تا شریان‌های حمل‌ونقل—به یکی از نخستین اهداف کمپین‌های نظامی تبدیل شده‌اند؛ زیرا ایجاد اختلال در این بخش‌های کلیدی، علاوه بر تحمیل خسارات نجومی اقتصادی، مستقیماً روند تصمیم‌سازی و مدیریت بحران را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

این استاد روابط بین‌الملل با انطباق این نگاه بر سناریوی تقابل تهران و واشنگتن تأکید کرد: اگر تقابل وارد فاز عملیاتی تازه‌ای شود، قطعاً الگوی ضربات احتمالی با گذشته تفاوت ساختاری خواهد داشت. این گزاره که ایالات متحده زیرساخت‌های انرژی را سیبل قرار دهد، یک موضوع کاملاً جدی با ضریب احتمال وقوع بسیار بالاست. اما باید به ظرافتِ نوع این حملات دقت کنیم. فرمول کار به این شکل نخواهد بود که لزوماً نیروگاه‌های تولید برق ما را بمباران کنند، بلکه تمرکزشان بر انهدام و آسیب جدی به "زیرساخت‌های توزیع برق" خواهد بود. افزون بر این، به طور گسترده مسیرهای مواصلاتی استراتژیک ایران را در بانک اهداف خود قرار می‌دهند.

این تحلیلگر مسائل استراتژیک در ادامه افزود: پیگیری چنین سناریویی از سوی واشنگتن، صرفاً با نیت تخریب فیزیکی چند تأسیسات انجام نمی‌شود؛ بلکه هدف غایی، ایجاد یک اختلال و فلج زنجیره‌ای در شبکه پشتیبانی، توزیع انرژی و حمل‌ونقل عمومی است که می‌تواند دامنه اثرگذاری عملیات را به شکلی تصاعدی افزایش دهد. بر همین اساس، وی بر این باور است که فرمول احتمالی هرگونه رویارویی نظامی در آینده، بیش از آنکه بر حملات نمادین استوار باشد، بر ایجاد فلج سیستماتیک در زیرساخت‌هایی متمرکز خواهد شد که عملکرد روزمره و حیات کشور به آن‌ها گره خورده است.

این کارشناس ارشد حوزه سیاست خارجی برای توصیف آنچه احتمال می‌دهد در صورت تشدید وخامت اوضاع رخ دهد، گفت: غایتِ طراحیِ حملاتِ گسترده به زیرساخت‌های حیاتی انرژی و شبکه‌های مواصلاتی، اجرای یک عملیات کاملاً فلج‌کننده خواهد بود تا از این طریق، توان و اراده تصمیم‌گیری در کشور را مختل کنند. در واقع، استراتژی آمریکا این است که عرض جبهه نبرد را بسط داده و "لبه جلویی منطقه نبرد" (Forward Edge of the Battle Area) که در ادبیات نظامی به آن "لُجْمَن" می‌گویند را مستقیماً به داخل مرزهای کشور بکشاند.

وی افزود: واشنگتن در حال طراحی سناریویی ترکیبی برای مدیریت بحران با اهرم فشار بر شریان‌های حیاتی کشور است. ممکن است حتی نیروهای زمینی نیز به کشور وارد شوند اما هدف اولیه این است که ضربه به حدی بزرگ و سنگین باشد که مرکز فرماندهی کشور را دچار اختلال گسترده و گیجی کنند. به طور یقین چنین اتفاقی به زودی رخ خواهد داد و موضوع مذاکرات به طور کامل از دستور کار خارج شده است.

Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
  به اشتراک بگذارید:









تبلیغات







به ایران پرس نیوز بپیوندید

آدرس پست الکترونيک [email protected]

ایران‌پرس‌نیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمی‌کند.



بازگشت به برگ نخست