خلاصه انگلیسی این خبر را می توانید در زیر ببینید

شنبه، 2 اسفند ماه 1404 = 21-02 2026

تیر خلاص به‌مثابه امضای حاکمیت؛ آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ

اظهارات ۲۹بهمن ۱۴۰۴ جواد تاجیک، مدیرعامل سازمان بهشت زهرا، سندی تکان‌دهنده از ابعاد خشونت عریان در ساختار حکمرانی است. اعتراف به شلیک «تیر خلاص به بیش از ۷۰درصد پیکرها»، پرسش‌هایی بنیادین و هولناک را پیش روی وجدان بیدار جامعه قرار می‌دهد:

چگونه یک نهاد مدنی-خدماتی(بهشت زهرا) به ویترین گزارش‌دهی جنایات جنگی تبدیل می‌شود؟

آیا نسبت دادن این حجم از شلیک‌های دقیق و نهایی به «تروریست‌های ناشناس!»، تلاشی برای سلب مسئولیت است یا اعترافی ناخودآگاه به سازمان‌یافتگی سرکوب؟

مرز میان «بیمارستان» و «مسلخ» در جغرافیای سیاسی امروز ایران کجاست؟

تیر خلاص به‌مثابه امضای حاکمیت

اعتراف به این‌که اکثریت مطلق جان‌باختگان(۷۰ درصد) هدف شلیک نهایی قرار گرفته‌اند، فرضیه «تقابل تصادفی» یا «تیراندازی هوایی برای تفرق» را به کلی باطل می‌کند. «تیر خلاص» در فرهنگ نظامی و امنیتی، نه یک واکنش غریزی، بلکه یک «تصمیم عملیاتی» است. وقتی پیکرهایی مانند سام افشاری یا نوجوان ۱۳ ساله، ابوالفضل وحیدی، با صورت‌های متلاشی شده و آثار اصابت گلوله دوم در سردخانه‌ها یافت می‌شوند، ما با یک «پروتکل حذف» روبه‌رو هستیم.

این شلیک‌ها پیام صریحی از سوی هسته سخت قدرت به معترضان است: در این پیکار، مجروحی باقی نخواهد ماند. حاکمیت با استفاده از این شگرد، در پی آن است که هزینه اعتراض را تا مرز «نیستی مطلق» بالا ببرد. استناد به حضور «تروریست‌ها» در این میان، تنها یک فرار به جلوست؛ چرا که در هیچ منطق امنیتی، تروریست‌های نفوذی دسترسی سیستماتیک به پیکرهای داخل آمبولانس یا اتاق‌های احیا در بیمارستان را ندارند.

تناقض در تطهیر؛ از انکار «پول تیر» تا تأیید فاجعه

جواد تاجیک با ادبیاتی مشمئزکننده مدعی می‌شود که در نظام ولایت فقیه سابقه دریافت «پول تیر» وجود ندارد و حتی «صلوات هم از مردم نگرفته‌اند». این ادعا در تقابل مستقیم با روایت‌های دست‌اول خانواده‌هایی است که در دهه‌های گذشته و قیام‌های اخیر، برای تحویل پیکر عزیزان‌شان با انواع اخاذی‌های دولتی و امنیتی مواجه بوده‌اند.

تلاش برای قانونی جلوه دادن دفن ۱۱۲۴پیکر، در حالی که اعتراف می‌شود نیمی از آنها تحت تدابیر امنیتی به شهرستان‌ها گسیل شده‌اند، نشان‌دهنده هراس از تجمع در «بهشت زهرا» و تبدیل شدن مزارها به کانون‌های جدید اعتراضات است. حاکمیت با تقسیم پیکرها، در واقع در حال «توزیع جغرافیایی سوگ» است تا از تراکم خشم در پایتخت جلوگیری کند.

کادر درمان؛ شاهدان مسلخ

گزارش‌های مستقل نشان می‌دهد که جنایت تیر خلاص نه در کف خیابان، بلکه در بسیاری از موارد در مسیر انتقال یا حتی در مراکز درمانی رخ داده است. وقتی فردی با «تجهیزات احیا و درمان» هدف گلوله نهایی قرار می‌گیرد، معنای آن سقوط کامل اخلاق پزشکی در سیطره امنیتی است. بیمارستان که باید مأمن باشد، به دالانی برای نهایی کردن پروژه حذف تبدیل شده است. این اعترافات، مهر تأییدی است بر گزارش‌های کادر درمان که از حضور نیروهای لباس‌شخصی در اتاق‌های عمل و بخش‌های اورژانس برای «تمام کردن کار مجروحان» خبر می‌دادند.

جنایت علیه بشریت در ترازوی تاریخ

اظهارات مدیرعامل بهشت زهرا، اگر چه با هدف عادی‌سازی و سلب اتهام صورت گرفت، اما در عمل به «کیفرخواستی» علیه کل ساختار تبدیل شد. عدد ۷۰درصد، تصادفی نیست؛ این عدد شاخصی از یک اراده معطوف به کشتار جمعی است. حاکمیت با این اعتراف، ناخواسته پرده از وحشتی برداشته که خود در درون آن زندگی می‌کند؛ هراس از مجروحی که ممکن است زنده بماند و به «شاهد عینی» و «نماد مقاومت» تبدیل شود. در منظومه فکری رژیمی که به بن‌بست رسیده، «تیر خلاص» آخرین ابزار برای ساکت کردن صدای تاریخ است، غافل از آن که پیکرهای بی‌جان در بهشت زهرا، امروز بلندتر از هر فریادی در خیابان، سخن می‌گویند.

Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
  به اشتراک بگذارید:









تبلیغات







به ایران پرس نیوز بپیوندید

آدرس پست الکترونيک [email protected]

ایران‌پرس‌نیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمی‌کند.



بازگشت به برگ نخست