
با مرگ شاه، مسئولیت بزرگ پسر ارشدش آغاز شد. او که تا زمان مرگ پدر، ولیعهد بود، در ۹ آبان ۱۳۵۹ و در زادروز ۲۱ سالگیاش، «آمادگی برای قبول مسئولیتها و تعهدات خود به عنوان پادشاه قانونی ایران» را اعلام کرد. اما «با توجه به شرایط کشور» ادای سوگندنامه مندرج در قانون اساسی را به زمانی دیگری موکول کرد. با این حال، او «به پرچم سه رنگ ایران» سوگند خورد تا همواره «عامل همبستگی ملی» باشد. به این ترتیب، فصلی تازه در زندگی شاهزاده در تبعید آغاز شد که با گذشت بیش از ۴۵ سال همچنان ادامه دارد.
به گزارش یورونیوز، بهرغم اینکه پادشاهیخواهان همواره از رضا پهلوی برای بازگشت به کشور و بازپسگیری تاج و تخت حمایت کردهاند اما او بارها در مصاحبههایش تاکید کرده که لزوما خواستار برقراری سلطنت نیست. وی هدف خود را سقوط نظام کنونی و برگزاری رفراندومی میداند که در آن مردم آزادانه نوع نظام سیاسی خود را انتخاب کنند.
او شناختهشدهترین مخالف حکومت کنونی است. عدم موفقیت حکومت در توسعه اقتصادی و اجتماعی، در کنار تبلیغات رسانهای در برجسته کردن موفقیتهای دوران پهلوی، باعث شده تا بخشی از مردم با مقایسه رفاه آن دوران و جایگاه بینالمللی ایران، حس بهتری نسبت به فرزند شاه داشته باشند.
همزمان هیچ فرد یا گروه دیگری در خارج از کشور نتوانست به عنوان اپوزیسیون جدی ایفای نقش کند. شاید سازمانیافتهترین گروه مخالف جمهوری اسلامی در خارج از کشور سازمان مجاهدین خلق ایران باشد که به دلائل مختلف مورد خشم و نفرت اکثریت مردم قرار دارد. این گروه همچنان ایدئولوژی مذهبی دارد، اعضای زن آن حجاب اسلامی دارند و علاوه بر آن با صدام حسین در حمله نظامی به ایران همکاری کرده است و همین دلائل کافی است تا هیچ جایگاهی برای آنها در میان مردم نباشد.
افراد و گروههای دیگر نیز اگرچه در دوران کوتاهی ظهور کردند و توانستند بخشی از جامعه را تحت تاثیر قرار دهند اما به طور کلی نتوانستند نظر اکثریت را به عنوان یک جایگزین برای جمهوری اسلامی جلب کنند.
آنطور که رضا پهلوی در پیامها و بیانیههای خود گفته است هدف او بازگشت به «شاهنشاهی مطلق» یا حکومت موروثی نیست، بلکه گذار کشور از نظام فعلی به «یک حکومت مردمی، مبتنی بر انتخاب آزاد مردم است.» او میگوید با اینکه تاریخ خانوادهاش با پادشاهی گره خورده اما شخصا خواهان قدرت و منصب حکومتی نیست و نمیخواهد عنوان سیاسی خاصی را بازپس گیرد. بلکه میخواهد امکان انتخاب آزاد مردم ایران برای نوع حکومت آینده فراهم شود.
به گفته او، حکومت آینده باید بر اساس اراده و رای مردم، در یک انتخابات آزادانه و بر مبنای حقوق بشر، جدایی دین از سیاست شکل بگیرد.
رضا پهلوی در مواضع خود بر چند نکته کلیدی درباره روند تغییر حکومت تاکید کرده است. نخست اینکه او خواستار «گذار مسالمت آمیز» شده، به این معنی که تغییر حکومت در ایران بدون خشونت و از طریق «نافرمانی مدنی» انجام شود. او همچنین بر حمایت از نیروهای نظامی از جمله ارتش و بدنه سپاه تاکید کرده و از آنها خواسته است تا به مردم بپیوندند. و دست آخر معتقد است که شکل حکومت بعدی، چه پادشاهی پارلمانی چه جمهوری، از طریق همه پرسی آزاد انجام خواهد شد. رضا پهلوی «حکومت دموکراتیک سکولار» را بهترین نوع نظام سیاسی برای ایران میداند.
امروزه با وجود تشتت آرا در نوع حکومت ایران به نظر میرسد که معترضان بر سر او برای رهبری اپوزیسیون جمهوری اسلامی به توافق رسیدهاند و انتخاب نوع حکومت را به زمانی پس از سرنگونی جمهوری اسلامی موکول کردهاند.
English SummaryUpon the death of the Shah, his eldest son, Reza Pahlavi, announced his readiness to assume royal responsibilities on his 21st birthday, November 9, 1980, although he postponed the official oath due to the country's conditions. He pledged allegiance to the Iranian tricolor flag, indicating his role in national unity. Despite royalist support for his return to Iran, Pahlavi emphasizes that he does not seek to establish a monarchy but aims to overthrow the current regime and facilitate a referendum for choosing the political system.
As the most well-known opposition figure, he benefits from public discontent with the current regime's failure in economic development. Other opposition groups, like the Mojahedin-e Khalq, have largely lost credibility among the people. Pahlavi insists on a peaceful transition through civil disobedience and encourages military support for the populace.
His vision promotes a secular democratic governance, determined by a future public referendum. Despite various opinions on Iran's governance, it appears that protesters have rallied around him for leadership against the Islamic Republic, deferring decisions on governance until after its downfall.