
علی خامنهای، دومین ولیفقیه نظام ولایت فقیه، پس از انقلاب شوم ۵۷ از یک طلبهٔ ساده در مشهد به دیکتاتوری مطلق تبدیل شد و قریب ۳۷ سال (خرداد ۱۳۶۸ تا اسفند ۱۴۰۴) ایران را به صحنهٔ بزرگترین جنایتهای سازمانیافته علیه بشریت تبدیل کرد. او که بر بستر یک ایدئولوژی بنیادگرا و همسویی با خمینی قدرت گرفت، پس از روی کار آمدن جمهوری اسلامی، در مناصب کلیدی مانند سرپرستی سپاه، ریاستجمهوری و سپس ولایت فقیه، نقش مستقیم در سرکوب و کشتار مردم ایران داشت.
نقطه پایانی و نهایی جنایات او در خیزش سراسری دیماه ۱۴۰۴ رقم خورد. خامنهای با دستور مستقیم «شلیک برای کشتن» به شورای عالی امنیت ملی، باعث کشتار دهها هزار نفر طی ۲ روز (۱۸ و ۱۹ دیماه) شد. کارنامهٔ ۳۷ سال حکمرانی سیاه خامنهای نشان میدهد او معمار سیستماتیک سرکوب و جنایت علیه بشریت در ایران است.
مرگ او در ۹ اسفند ۱۴۰۴ در پی حمله مشترک آمریکا و اسراییل، خلأ قدرت عظیمی ایجاد کرده و با ارسال پیامهای هراسان سران نظام (پزشکیان، اژهای، قالیباف)، بحران فروپاشی ساختار ولایت فقیه را علنی ساخته است. در چنین شرایطی است که این نظام جنایت پیشه و رو به سقوط، دو جوان دلیر ایرانی را صبح امروز در ملاعام در اصفهان به دار آویخت.
در همین حال اعترافات روزافزون برخی منابع داخلی، در معرض موت بودن این نظام سرطانی را برملا میکند. روزنامهٔ آرمان ملی در شمارهٔ ۵ مرداد با تشبیه وضعیت نظام به یک بیمار سرطانی، هشدار داد و نوشت: ادامه این وضعیت میتواند مخاطرات جدی برای آینده کشور ایجاد کند؛ از این رو، ضروری است از گسترش و "متاستاز" [انتشار سرطان در بدن] این پدیده جلوگیری شود، چرا که در غیراین صورت، ممکن است جامعه به مرحلهای برسد که بازگرداندن آن به مسیر صحیح بسیار دشوار یا حتی غیرممکن باشد.
روزنامه جهان صنعت نیز با اعتراف به پیشروی سرطان در درون نظام، وضعیت کنونی آن را اینگونه تصویر کرد: اکنون زمان اقدام است و نباید بگذاریم این پوسیدگی به مغز دندان برسد و دیگر قابل ترمیم نباشد زیرا در آن صورت مجبور میشویم این دندان را بکشیم.
همزمان، کیهان مجتبی خامنهای با اعتراف به گسترش شکاف در رأس نظام، در مطلبی با عنوان «مراقب باشید خنجر شمر گم نشود»، طرفداران مذاکره با آمریکا را وارثان شمر و یزید نامید؛ تعبیری که نشاندهندهٔ تشدید بحران درونی و هراس از خنجرگذاران درونی علیه پاسداران و شاکلهٔ قدرت است.
این اعترافات صریح، سیمای واقعی حکومتی را ترسیم میکند که در بنبستی همهجانبه گرفتار شده است؛ نظامی بحرانزده و درمانده، که پوسیدگیاش به مغز استخوان رسیده و هر لحظه در بیم از سرنگونی بهدست جوانان دلیر ایران به خود میپیچد.
فیلم زیر: اعدام معترضان با هدف جلوگیری از تکرار اعتراضات انجام میشود
هنوز هستند کسانی که به مسلح شدن مردم اعتراض میکنند و میخواهند به اروپایی ها ثابت کنند که ما صلح آمیز اعتراض میکنیم در صورتی که اروپایی ها پشیزی به اعدام مردم ایران اهمیت نمیدهند
ترامپ هم با این گفته که «ما سلاح دادیم کردها برای خودشان نگه داشتند» مسلح بودن مردم ایران را به دهان مزدوران نظام گذاشته و اکنون همین بچه های معترض که در دی ماه دستگیر شدند اکنون به جرم مسلح بودن و به کار بردن سلاح گرم به جرمهایی با واژه های عربی آخوندی اعدام میشوند در صورتی که مردم میتوانستند با سلاح گرم نظام را سرنگون کنند
متاسفانه مردم ایران هم یاری در این دنیا ندارند بجز نتانیاهو که ترامپ به او اجازه هر کاری را نمیدهد چون از بالا رفتن قیمت نفت وحشت دارد
دیدیم که هر بار نفت به 100 دلار نزدیک میشود ترامپ حملاتش را متوقف میکند و اعلام مذاکره میکند