
تنها چند روز پس از امضای یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و رژیم ایران، این توافق با سختترین آزمون خود روبرو شد؛ فضای تنشزدایی جای خود را به تشدید متقابل نظامی و سیاسی داد و این نگرانی را زنده کرد که این تفاهم - که به عنوان اولین گام برای مهار رویارویی و گشودن راهی برای مذاکره تلقی میشد - ممکن است از بین برود.
اگرچه یادداشت تفاهم امضا شده در ۱۷ ژوئن در متوقف کردن رویارویی مستقیم و هموار کردن راه برای از سرگیری مذاکرات موفق بود، اما رویدادهای بعدی شکنندگی این تفاهم را آشکار کرد. این رویدادها نشان داد که چندین موضوع منطقهای - در صدر آنها تنگه هرمز و جبهه جنوب لبنان - همچنان نقاط حساسی هستند که میتوانند هر لحظه توافق را از مسیر خود خارج کنند.
یک کارشناس کویتی و رئیس مرکز مطالعات سیاسی المدار، اظهار داشت که وضعیت شکننده میدانی در منطقه خلیج فارس — علیرغم امضای توافقنامه چارچوب ژنو — نشان میدهد که آزمون واقعی برای تضمین ثبات کشتیرانی، نه صرفاً در متون مکتوب، بلکه در رفتار و اقدامات میدانی نهفته است.
وی افزود که تهران در تلاش است تا با سوءاستفاده از «ماده ۵» این توافقنامه — که به موضوع عبور ایمن میپردازد — مسیرهای دریایی تحمیلی ایجاد کرده و از سیستمهای ردیابی الکترونیکی بینالمللی بگریزد. هدف از این اقدامات، تثبیت سلطه و تبدیل تنگه هرمز به یک گروگان و ابزاری برای باجخواهی سیاسی است تا در جریان هرگونه مذاکراتی مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
مایکل والتز، سفیر ایالات متحده در سازمان ملل دقایقی پیش در این باره گفت: اقدامات ما، در صورت نیاز، برای نابودی زیرساختهای مورد استفاده رژیم ایران برای کنترل تنگه هرمز ادامه خواهد یافت. اگر رژیم ایران فکر میکند پرزیدنت ترامپ در حالی که به کشتیها و پایگاههای ما حمله میشود، بیتفاوت خواهد ماند، اشتباه میکند. آنها یا باید انتخاب کنند که یا یک حکومت مسئولیتپذیر باشند، یا به مسیری که منجر به ویرانیشان میشود، ادامه دهند.