
یک تحلیلگر سیاسی، درباره تفاوت تفاهم احتمالی تهران و واشنگتن با برجام به ایران اینترنشنال گفت: مذاکرات فعلی صرفا درباره برنامه هستهای نیست، بلکه مذاکراتی جامع درباره کل خاورمیانه است. بنابراین رژیم ایران باید سیاست نابودی آمریکا و اسرائیل و همچنین سازماندهی و مسلح کردن نیروهای نیابتی خود را کنار بگذارد.
رویترز به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی: جزئیات توافق با رژیم ایران ظرف یک یا دو روز منتشر خواهد شد و مذاکرات آینده بسیار مهم خواهد بود. اگر رژیم ایران قصد استفاده از وجوه خود را برای حمایت از تروریسم داشته باشد، نمیتوانیم به آن دسترسی بدهیم یا آنها را آزاد کنیم. نیروهای ما استقرار فعلی خود را در خاورمیانه حفظ خواهند کرد و هرگونه کاهشی پس از امضای توافق نهایی رخ خواهد داد.
۳ مانع، توافق نهایی بین آمریکا و رژیم ایران را تهدید میکند
رویترز نوشت: تفاهمنامه میان تهران و واشنگتن امضا شد و جهان نفس راحتی کشید، با این حال این آسودگی، واقعیت جدیتری را پنهان نمیکند. به گفته ناظران، این توافق بیشتر شبیه یک "داروی بیحسی موضعی" شده است که خونریزی جنگ را متوقف کرده اما علل اساسی آن را درمان نکرده است.
در پشت صحنه دیپلماسی، همه میدانند که آتشبس فعلی بر پایهای بسیار شکننده استوار است. این توافق با آزمونی حیاتی در مواجهه با سه مسئله حیاتی و به هم پیوسته روبرو است که هر یک از آنها پتانسیل شعلهور کردن مجدد درگیری و بازگرداندن منطقه به نقطه صفر را دارند.
در این گزارش، ما به این سه موضوع بحثبرانگیز و چگونگی تبدیل آنها از ابزارهای چانهزنی به بمبهای ساعتی که هر لحظه تهدید به فروپاشی این توافق شکننده میکنند، میپردازیم:
پرونده هستهای
برنامه هستهای عنصر کلیدی تفاهمنامه بین ایالات متحده و ایران برای پایان دادن به جنگ است. در حالی که هر دو طرف بر سر شرایط توافق داشتند، مواضع آنها متفاوت بود. هر دو طرف اظهار داشتند که ایران موافقت کرده است که سلاحهای هستهای تولید یا در اختیار نداشته باشد، وعدهای که تهران دهههاست داده است. در مورد مکانیسمهای نظارتی و شرایط تأیید سیاسی، شکاف مهمی در برداشت های دو طرف وجود دارد.
مسئله تنگه هرمز
اگرچه توافق اخیر ایران و آمریکا، رفع محاصره تنگه هرمز و بازگشایی آن را تصریح کرده بود، اما این موضوع، زمینهساز درگیریهای آینده است. این توافق، بازگشت سریع یا کامل تردد تانکرهای نفت و گاز طبیعی مایع به سطح قبل از جنگ، زمانی که یک پنجم انرژی جهان در ۲۸ فوریه از آن عبور میکرد، را تضمین نمیکند.
تحریمها
جنبه اقتصادی و مالی، بخش حساسی از یادداشت تفاهم با هدف پایان دادن به جنگ را تشکیل میدهد و ویژگیهای این پرونده بر اساس تعهدات متقابل و تفاوتهای بین اظهارات دو طرف تعیین میشود، همانطور که مقام ارشد ایرانی به رویترز گفت که ایالات متحده موافقت کرده است تا زمان دستیابی به توافق نهایی، هیچ تحریم جدیدی علیه ایران اعمال نکند. با این وجود، اختلافات در مورد مکانیسم، زمانبندی و دامنه لغو تحریمها همچنان ادامه دارد و این موضوع را به یکی از پیچیدهترین مسائل در مذاکرات بین دو طرف تبدیل کرده و تهدیدی برای از مسیر خارج شدن توافق است.
علاوه بر این سه موضوع، لبنان جایگاه حساسی در این معادله دارد، زیرا تهران تصریح کرده است که ادامه این توافق مستلزم آتشبس جامعی است که شامل عرصه لبنان نیز بشود، و هرگونه نقض این شرط، تهدیدی برای بازگشت به نقطه صفر است.
در نهایت، مهلت شصت روزه، آزمونی واقعی برای توانایی دو طرف در پر کردن شکاف بین «حاکمیت تحمیلی» بر تنگه، «تضمینهای سختگیرانه» مورد نیاز در مورد مسئله هستهای و «جدول زمانی پیچیده» برای لغو تحریمها است.
تا زمانی که این شرایط مبهم به توافقهای نهایی ملموس تبدیل نشوند، آتشبس فعلی بین ترس از بازگشت به جنگ و فرصت برای گذار محتاطانه به ثبات، معلق خواهد ماند.