
ورود چین به فهرست کشورهایی که توصیه به خروج دادهاند، بهمعنای آن است که ارزیابی ریسک در پایتختهای آسیایی نیز تغییر کرده و نگرانیها محدود به بلوک غرب نیست.
در ۲۴ ساعت گذشته، چندین کشور از جمله چین و کانادا به شهروندان خود توصیه کردهاند ایران را ترک کنند و از سفر به این کشور خودداری کنند. همزمان آمریکا به کارکنان سفارت خود در اسرائیل مجوز خروج داده است؛ مجموعهای از هشدارها که نشان میدهد منطقه وارد فاز آمادهباش حداکثری شده است.
موج تازهای از هشدارهای کنسولی درباره ایران طی ۲۴ ساعت گذشته منتشر شده؛ هشدارهایی که اینبار دامنه آن از شرق آسیا تا اروپا را در بر میگیرد. تعدد کشورهایی که به شهروندان خود توصیه کردهاند ایران را ترک کنند یا از سفر به آن خودداری کنند، سطح نگرانیهای بینالمللی را بهطور محسوسی بالا برده است. مجموعهای از تحرکات که این پرسش را برجسته میکند: آیا منطقه در آستانه جنگ است؟
دولت چین در تازهترین اطلاعیه کنسولی خود از شهروندانش خواسته در صورت امکان ایران را ترک کنند و از سفرهای غیرضروری به این کشور بپرهیزند. اهمیت این هشدار تنها در خود توصیه نیست، بلکه در جایگاه پکن در معادلات تهران نهفته است. چین طی سالهای اخیر یکی از شرکای راهبردی ایران بوده و معمولاً در صدور هشدارهای امنیتی صریح، رویکردی محتاطانه دارد.
ورود چین به فهرست کشورهایی که توصیه به خروج دادهاند، بهمعنای آن است که ارزیابی ریسک در پایتختهای آسیایی نیز تغییر کرده و نگرانیها محدود به بلوک غرب نیست. لحن این اطلاعیهها بر احتمال «تشدید ناگهانی شرایط امنیتی» تأکید دارد؛ عبارتی که معمولاً زمانی استفاده میشود که سناریوهای بحران جدی گرفته شده باشند.
پیش از این نیز چند کشور اروپایی از جمله آلمان، سوئد، فنلاند و لهستان هشدارهای مشابهی صادر کرده بودند؛ از پرهیز کامل از سفر تا توصیه به ترک فوری خاک ایران. در آسیا نیز هند به شهروندانش پیشنهاد کرده از تمامی مسیرهای در دسترس برای خروج استفاده کنند. همزمانی این هشدارها در بازه زمانی کوتاه، نشان میدهد موضوع صرفاً یک بهروزرسانی عادی سطح خطر نیست.
چرا این هشدارها مهم است؟
هشدار خروج شهروندان از یک کشور، یکی از جدیترین ابزارهای کنسولی دولتهاست. این اقدام معمولاً سه پیام را منتقل میکند. نخست، افزایش سطح ریسک امنیتی؛ دولتها زمانی چنین توصیهای صادر میکنند که احتمال بیثباتی، درگیری نظامی یا بحران امنیتی را فراتر از سطح معمول ارزیابی کنند.
دوم، پیشگیری از بحران انسانی و دیپلماتیک، در صورت وقوع درگیری، حضور گسترده اتباع خارجی میتواند به بحرانهای پیچیده دیپلماتیک تبدیل شود. خروج پیشدستانه، هزینههای احتمالی را کاهش میدهد.
سوم هم ارسال پیام سیاسی و تلاش برای بازدارندگی است؛ چنین هشدارهایی گاهی کارکرد سیاسی دارد. یعنی به بازیگران منطقهای این پیام را میدهد که تحولات بهدقت رصد میشود و سناریوهای بدبینانه روی میز قرار گرفتهاند.
همزمانی هشدارهای چندین کشور با تحرکات نظامی و تنشهای لفظی اخیر، نشان میدهد منطقه وارد فاز «ریسک بالا» شده است. افزایش توصیههای خروج، بیش از آنکه اعلام جنگ باشد، علامتی از آن است که بازیگران اصلی سناریوی بدبینانه را جدی گرفتهاند.