
در صورت شکست مذاکرات ژنو میان واشنگتن و تهران، فرماندهان نیروی دریایی آمریکا فهرست اهداف اولویتدار در ایران را بازبینی میکنند. به گزارش یورونیوز، این اهداف در سه دسته قرار میگیرند: برنامه موشکی شامل سامانههای پرتاب و ذخایر مهمات/برنامه هستهای، بهویژه تأسیسات غنیسازی اورانیوم در فردو و نطنز (که پیشتر در ماه ژوئن هدف قرار گرفته بودند) و اهداف سیاسی و نظامی؛ شامل فرماندهان سپاه پاسداران، بسیج و روحانیون حاکم و احتمالا رهبر جمهوری اسلامی.
به گفته این منبع، اعزام گسترده سربازان آمریکایی به خاک ایران بعید دانسته میشود. با این حال، عملیات نیروهای ویژه، مانند نیروی دریایی سیلز«گروه توسعه جنگاوری ویژه نیروی دریایی» و دلتا فورس « نیروی عملیات ویژه ارتش آمریکا»، برای انجام عملیات کماندویی، ترور هدفمند یا بازداشت افراد کلیدی محتمل است.
کارشناسان نظامی می گویند آمریکا امروز یکی از بزرگترین آرایشهای نظامی خود را در خاورمیانه مستقر کرده است؛ دو ناو هواپیمابر، دهها شناور جنگی و صدها جنگنده که تنها در انتظار تصمیم کاخ سفید هستند. غیرقابل تصور است که پنتاگون این همه منابع را بسیج کند، اما در نهایت از آنها استفاده نکند.
در شرایط کنونی تنها کشوری که قادر است چنین ناوگانی را تا این اندازه دور از خاک خود مستقر کند، ایالات متحده است. گرنت نیوشام، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی میگوید چین هنوز قادر نیست فراتر از هزار کیلومتر از سواحلش مداخله نظامی کند، هرچند ممکن است ظرف یک دهه آینده به این توان برسد.
دریاسالار داریل کادل، فرمانده نیروی دریایی آمریکا در این باره گفت: ما برای همه سناریوها آمادهایم. چراکه ناوهای هواپیمابر همچنان مزیت نظامی تعیینکنندهای دارند. مزیت داشتن باندهای پرواز متحرکی که بتوانند هزاران کیلومتر در جهان جابهجا شوند، به این زودیها منسوخ نخواهد شد.
این ناوها با سرعت ۳۲ گره دریایی (حدود ۶۰ کیلومتر در ساعت) حرکت میکنند و به دلیل بدنههای عظیم، ضخیم و چندلایه خود، بسیار مقاوم هستند.
تغییر رژیم در تهران و افزایش نفوذ نفتی آمریکا
این نمایش قدرت، رقابت راهبردی واشنگتن و پکن بر سر انرژی را نیز وارد مرحله جدیدی کرده است. در صورت تغییر رژیم در تهران، ایالات متحده نفوذ بیسابقهای بر بازار جهانی انرژی به دست خواهد آورد. واشنگتن هماکنون نیز مستقیم یا از طریق متحدانی چون عربستان سعودی، امارات، عراق و کویت، سهم قابل توجهی از تولید نفت جهان را کنترل میکند. اضافه شدن ایران به این فهرست که چهارمین ذخایر اثباتشده نفت جهان را دارد، این نفوذ را به سطحی بیسابقه میرساند.
چین که حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران (معادل ۱.۳۸ میلیون بشکه در روز) را خریداری میکند، بزرگترین بازنده چنین تحولی خواهد بود.
در نتیجه، بحران کنونی تنها درباره برنامه هستهای رژیم ایران نیست؛ بلکه لحظهای تعیینکننده در رقابت راهبردی میان واشنگتن و پکن و شاید نبردی بر سر هژمونی جهانی است؛ نبردی که نیروی دریایی آمریکا ممکن است کلید آن را در دست داشته باشد.