خلاصه انگلیسی این خبر را می توانید در زیر ببینید

پنجشنبه، 2 بهمن ماه 1404 = 22-01 2026

روزنامه معتبر فرانسوی؛ انقلابی که از "مرگ بر شاه" به "مرگ بر خامنه‌ای" رسید

رژیمی فرسوده که دیگر جز با سرکوب حکومت نمی‌کند، در داخل به کشتار معترضان متوسل شده و در بیرون نیز با انزوایی بی‌سابقه روبرو است.

روزنامه لوموند در یادداشتی به قلم آلن فراشون، فضای ایران را در زمستان ۲۰۲۵-۲۰۲۶ با زمستان انقلاب ۱۹۷۸-۱۹۷۹ مقایسه می‌کند؛ با این تفاوت که این بار شعار خیابان از «مرگ بر شاه» به «مرگ بر خامنه‌ای» رسیده است. فراشون می‌نویسد: «میان این دو تاریخ، نیم‌قرن استبداد دینی در ایران به یک فاجعه ختم شده است».

فراشون در توصیف واکنش حکومت ایران به موج اعتراض‌ها در این کشور، یادآوری می‌کند که جمهوری اسلامی از جنبش سبز تاکنون به فواصل منظم با کشتن معترضان در خیابان‌ها از موجودیت خود دفاع کرده است. او می گوید : اینبار نیز نیروهای حکومت اسلامی «به روی جمعیت معترض در خیابان‌ها آتش گشوده‌اند» آنان را «زندانی، معلول و شکنجه» کرده‌اند. فراشون تأکید می‌کند که سرکوب به شیوه حکمرانی جمهوری اسلامی بدل شده است. در همین چارچوب، او به رکورد اعدام‌ها در ایران اشاره می‌کند و می‌نویسد رژیم ایران «دیگر جز با سرکوب حکومت نمی‌کند»: «بیش از ۲۰۰۰ اعدام در ۲۰۲۵، خود به تنهایی یک رکورد، یک نشانه است.»

آلن فراشون با اشاره به ابعاد بی سابقۀ کشتار اخیر در ایران می‌نویسد : «دامنۀ کشتار نشانۀ ترسی است که قدرت اسلامی را فرا گرفته و در عین حال گویای شجاعت ایرانیان» در مقابل چنین حکومتی است. در روایت لوموند، جنبش اعتراضی اخیر فقط محدود به یک قشر یا یک جغرافیا معین نبوده و نیست. فراشون تأکید می‌کند که اعتراضات گستردۀ اخیر «از فقیرترین‌ها تا طبقۀ متوسط، از روستاها تا شهرها» را شامل شده‌اند. به نوشتۀ او، حتی «حامیان پیشین رژیم» و «منتقدان سنتی» آن اکنون در «محکوم‌کردن شکستِ سیاسی، اقتصادی و اجتماعی رژیم» اسلامی با هم یکصدا شده‌اند. سرمقاله نویس لوموند می‌نویسد : جمهوری اسلامی در بیرون شکست خورده و در داخل جز کشتارِ جمعی، هیچ پاسخ دیگری به انبوه بحران‌ها ندارد. به همین خاطر فراشون از جمهوری اسلامی به عنوان «رژیمی فرسوده » نیز یاد کرده است.

او ریشه‌های نارضایتی عمومی را ترکیبی از بحران‌های انباشت شده می‌بیند : خشکسالی، سوءمدیریت، فساد رهبران، تورم مهارگسیخته، بیکاری مزمن، اختصاص رانت نفتی به نظامیگری و توسعه‌طلبی در خارج از کشور و البته تحریم‌های بین‌المللی. به نوشتۀ او، مجموع این عوامل کشور را به «بن‌بست بزرگ اقتصادی و اجتماعی» رسانده است.

او می‌نویسد رژیمی که «به نامِ “مستضعفان”» بنا شد، امروز در برابر جمعیتی ایستاده که «روز به روز فقیرتر» می‌شود. در این میان، دو ستون اصلی قدرت روحانیت شیعه از یک سو و سپاه پاسداران از سوی دیگر—به گفتۀ فراشون فقط سرگرم دفاع از منافع خصوصی خود هستند.

در سیاست خارجی نیز فراشون تصویری «کم‌فروغ» از وضعیت جمهوری اسلامی ترسیم می کند : از متلاشی شدن باصطلاح «محور مقاومت» و نیروهای نیابتی آن زیر ضربات اسرائیل تا بی اعتنایی روسیه و چین که نظام اسلامی را رها کرده‌اند، هر چند تهران مدعی است که با آنها «پیمان‌های راهبردی» امضا کرده است.

به نوشتۀ فراشون، شکست جمهوری اسلامی فقط سیاسی و اقتصادی نیست. «فرهنگی» هم هست. او می‌نویسد : در کشوری که جمعیتش از ۳۸ میلیون نفر در ۱۹۷۹ به «بیش از ۹۲ میلیون» نفر در ۲۰۲۶ رسیده و «به ‌شدت هم شهری» شده، شعارهای رسمیِ ضدآمریکایی و ضداسرائیلی «دیگر برای ایرانیانی که پیش از هر چیز نگران بقای مادی خود هستند»، کمترین اهمیتی ندارند.

به گفتۀ فراشون «دوگانۀ روحانیت-سپاه»، یعنی «این تئوکراسیِ نظامی‌شده»، اکنون «قفل» شده و به بن‌بست رسیده و «هیچ آینده‌ای» برای جمعیت جوان و پویا عرضه نمی‌کند. ایرانیان به تنهایی روبروِی رژیمی ایستاده‌اند که هرچه بیشتر احساس غروب کند، بی‌رحم‌تر می‌شود.

Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
  به اشتراک بگذارید:









تبلیغات







به ایران پرس نیوز بپیوندید

آدرس پست الکترونيک [email protected]

ایران‌پرس‌نیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمی‌کند.



بازگشت به برگ نخست