
در پی افزایش تردیدها و انتشار گزارشهایی درباره سرنوشت واقعی رهبر جدید، مجتبی خامنهای، فضایی از بلاتکلیفی عمیق و سردرگمی سیاسی بر فضای ایران سایه افکنده است. بر اساس گزارشی که در مجله آمریکایی «آتلانتیک» منتشر شده، ناپدید شدن کامل او از انظار عمومی و توقف صدور بیانیههای رسمی از سوی دفترش، شایعاتی را مبنی بر مرگ یا وخامت حال او دامن زده است.
این منبع خاطرنشان میکند که مجتبی خامنهای در مراسم یادبود پدرش حضور نداشت؛ این در حالی است که مقامات ارشد سیاسی و تنی چند از فرزندان رهبر سابق در این مراسم شرکت کرده بودند.
در این گزارش آمده است که از زمان تصدی مقام رهبری توسط مجتبی در حدود شش ماه پیش، هیچگونه عکس، فایل صوتی یا ویدیویی از او منتشر نشده است؛ در همین حال، مقامات سیاسی در ایران از جمله عراقچی، وزیر امور خارجه و عضو شورای عالی امنیت اظهار داشتهاند که با او دیدار نکردهاند.
این نشریه به نقل از محمدحسین خوشوقت — از مقامات پیشین و از بستگان مجتبی — نوشت که از زمان آغاز به کار رهبر جدید، کمتر از پنج نفر با او دیدار داشتهاند و این مسئله ناشی از «تدابیر امنیتی» است. افزون بر این، وبسایت «ایرانوایر» گزارش داد که هیچیک از اعضای دولت از زمان انتصاب مجتبی به مقام رهبری، با او دیدار نکردهاند.
خوشوقت معتقد است که دلایل این غیبت از منظر امنیتی منطقی به نظر میرسد، چرا که مجتبی احتمالاً هدفی بالقوه برای حملات اسرائیل یا آمریکا محسوب میشود؛ مشابه همان حملهای که منجر به کشته شدن پدرش شد.
گزارشها همچنین حاکی از آن است که او در جریان حملهای که در فوریه گذشته خانوادهاش را هدف قرار داده بود، مجروح شده و جراحات وارده احتمالاً مانع از حضور او در انظار عمومی یا ایراد سخنرانی شده است.
با این حال، تداوم غیبت او و کاهش بیانیههای صادره از سوی دفترش، دامنهی شایعات را به شدت گسترش داده است؛ آتلانتیک به نقل از یکی از کارکنان یک نهاد دولتی در تهران گزارش داد که به باور این فرد، مجتبی «یا فوت کرده و یا دچار مرگ مغزی شده است»؛ دیدگاهی که دو مقام دولتی دیگر نیز آن را تأیید کردهاند. یکی از آنها احتمال داد که رهبر عالی اوایل همین ماه درگذشته یا دچار مرگ مغزی شده باشد.
این گزارش همچنین به نقل از دو منبع دولتی اعلام کرد که خبر وخامت حال مجتبی به عالیترین سطوح حکومت رسیده است؛ بهطوری که حدود دو هفته پیش، پیامی در یک پیامرسان داخلی دستبهدست شد که از ایرانیان میخواست برای بهبودی او دعا کنند و به نیت سلامتیاش گوسفند قربانی کنند—که عملی مذهبی و رایج است. در این پیام آمده بود که جان او «در خطر» است و روحانیون نسبت به توطئهای احتمالی برای قتل وی هشدار دادهاند.
با این حال، آن دفتر از آن زمان تاکنون سکوت پیشه کرده و همین امر به گمانهزنیها درباره وضعیت او دامن زده است.
نویسنده معتقد است که این مسئله فراتر از موضوع زنده ماندن مجتبی است، چرا که غیبت او مستقیماً بر روند تصمیمگیری در ایران تأثیر میگذارد؛ زیرا رهبر عالی بخش عمدهای از اختیارات قانونی را در دست دارد و بهطور سنتی، داور نهایی میان نهادهای نظام و جناحهای رقیب محسوب میشود.
در غیاب او، «شورای عالی امنیت ملی» که متشکل از ۱۳ عضو است، اداره کشور را بهصورت جمعی بر عهده دارد. این شورا شامل چهرههایی با دیدگاههای متفاوت در خصوص جنگ و مذاکره — از جمله پزشکیان و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس — و همچنین فرماندهان ارشد نظامی سپاه پاسداران است.
این گزارش حاکی از آن است که شکافهای درونیِ رژیم، بهویژه در خصوص تفاهمنامهای که ژوئن گذشته میان تهران و واشنگتن در اسلامآباد حاصل شد، بهشدت تشدید شده است. اگرچه مجتبی در نامهای این توافق را تأیید کرد، اما خاطرنشان ساخت که «در اصل» با آن مخالف است؛ موضعی که مخالفان قالیباف از آن بهره بردند تا او را به غصب اختیارات و تحمیل این توافق به رهبر عالی متهم کنند.
نویسنده نتیجه میگیرد که رژیم ایران با انتخابهایی سرنوشتساز میان دیپلماسی و رویارویی روبروست. با اینکه قانون اساسی بهصراحت مرجعِ تعیینکنندهی مسیر کشور را مشخص کرده است، اما غیبت رهبر تشخیصِ اینکه آیا تصمیمگیرندهی نهایی حضور دارد و قادر به اعمال قدرت است یا خیر، و یا اینکه آیا کشور به سمت وضعیتی از بلاتکلیفی سیاسیِ طولانیمدت پیش میرود را دشوار میسازد.