
ترامپ تفاهم با تهران را پایانیافته میداند و نیروهای آمریکایی همچنان در منطقه حضور دارند؛ آیا خاورمیانه در آستانه یک جنگ تمام عیار است یا همهچیز در حد نمایش قدرت باقی میماند؟ یک استاد روابط بینالملل معتقد است آنچه تاکنون به نام مذاکره دیدهایم، تنها یک فرصتِ استراحت کوتاهمدت بوده و هشدار میدهد که با توجه به اهداف متضاد بازیگران اصلی، زنگ خطرِ تقابل نظامی جدیتر از همیشه به صدا درآمده است.
پس از آنکه رئیس جمهور آمریکااعلام کرد تفاهم با ایران به پایان رسیده است، بار دیگر فضای روابط تهران و واشنگتن وارد مرحلهای پرابهام شده است. همزمان با تداوم آرایش نظامی آمریکا در منطقه، گمانهزنیها درباره آینده پرونده ایران از مسیر مذاکره به سمت سناریوهای بازدارندگی و حتی احتمال رویارویی نظامی تغییر جهت داده است.
پایان «تفاهم» با ایران از زبان ترامپ، تنها یک تغییر لحن سیاسی نیست؛ بلکه پردهبرداری از بحرانی است که ریشههای آن نه در میز مذاکره، که در تضاد بنیادینِ اهداف بازیگران منطقه نهفته است. محسن جلیلوند، استاد روابط بینالملل در تهران، مذاکرات اخیر را صرفاً یک زنگ تفریح برای مدیریت موقت تنش میداند و هشدار میدهد که تقابل پارادایمی تهران و واشنگتن، منطقه را بیش از پیش به لبه یک رویارویی تمامعیار نزدیک کرده است.
او همچنین هشدار میدهد که با توجه به تداوم حضور نیروهای آمریکایی در منطقه و اصرار تهران بر مواضع خود در تنگه هرمز، احتمال وقوع یک جنگ گسترده بیش از گذشته افزایش یافته است.
محسن جلیلوند با اشاره به ماهیت اختلافات گفت: موضوع جمهوری اسلامی و آمریکا و حتی جهان غرب، از همان ابتدای تفاهم نیز به نظر من حلشدنی نبود. بسیاری تصور میکردند که صرفِ آغاز گفتوگوها میتواند زمینه را برای حل اختلافات فراهم کند، اما واقعیت این است که اختلافات بسیار عمیقتر از آن است که با چند دور مذاکره یا حتی یک توافق سیاسی برطرف شود.
وی افزود: نگاه جمهوری اسلامی، نگاه استکبارستیزی است و این موضوع بخشی از هویت سیاسی نظام محسوب میشود. از سوی دیگر، آمریکا نیز بر مبنای حفظ و گسترش هژمونی خود در نظام بینالملل حرکت میکند. بنابراین موضوع بیش از آنکه استراتژیک باشد، پارادایمیک است؛ یعنی دو طرف از دو جهانبینی متفاوت به مسائل نگاه میکنند و همین موضوع امکان رسیدن به یک نقطه مشترک را بسیار دشوار میسازد. به همین دلیل است که هر بار فضای دیپلماسی شکل میگیرد، خیلی زود دوباره با یک بحران امنیتی یا نظامی جایگزین میشود.
وی افزود: در چنین وضعیتی طبیعی است که با نخستین تحول سیاسی یا امنیتی، همهچیز دوباره به نقطه اول بازگردد. اکنون نیز با مواضع اخیر ترامپ و فضای جدیدی که ایجاد شده، همان نگرانیهای گذشته دوباره زنده شده است. در شرایط موجود، امکان رسیدن به توافق بسیار پایین است و در مقابل، احتمال حرکت به سمت یک جنگ تمامعیار بالا است.
این کارشناس ارشد سیاست خارجی درباره زمان احتمالی تشدید بحران گفت: نمیتوان با قطعیت گفت اگر قرار باشد جنگی گسترده رخ دهد، دقیقاً چه زمانی اتفاق خواهد افتاد، اما بدون تردید انتخابات پیش رو در اسرائیل و آمریکا بر روند تحولات تاثیرگذار خواهد بود. اگر ایران فشار خود را علیه آمریکا افزایش دهد یا سطح تنشها در منطقه بالاتر برود، این احتمال وجود دارد که پیش از برگزاری انتخابات، طرفهای درگیر تصمیمات متفاوتی اتخاذ کنند.
جلیلوند با اشاره به آرایش نظامی آمریکا در منطقه گفت: یکی از نکاتی که کمتر مورد توجه قرار گرفته، این است که آمریکا از زمان تفاهم تاکنون، تلاش محسوسی برای کاهش حضور نظامی خود در منطقه انجام نداده است. اگر واشنگتن واقعاً به دنبال کاهش تنش بود، انتظار میرفت بخشی از نیروهای خود را از منطقه خارج کند یا دستکم نشانههایی از کاهش آمادگی نظامی دیده شود، اما چنین اتفاقی رخ نداده است. همین موضوع را باید یک زنگ خطر جدی تلقی کرد.
وی در پایان تاکید کرد: وقتی هر دو طرف همچنان بر مواضع خود ایستادهاند و نشانهای از عقبنشینی دیده نمیشود، طبیعی است که احتمال شکلگیری یک رویارویی گسترده بیش از گذشته مطرح شود. به همین دلیل، در مجموع چشمانداز پیش رو بیش از آنکه به سمت توافق برود، به سمت افزایش تنش و بالا رفتن احتمال یک درگیری بزرگ ارزیابی میشود.