
دانشگاههای ایران بار دیگر طی روزهای اخیر در شهرهای مختلف ایران به عنوان کانون تپنده آزادیخواهی، بطلان محاسبات جمهوری اسلامی در سرکوب اعتراضات و جنبشهای مدنی را به اثبات رساندند.
در حالی که جمهوری اسلامی پس از سرکوب خونین معترضان در اعتراضات مردمی دیماه، با تکیه بر استراتژی "پیروزی از طریق ایجاد ترس" تصور میکرد صدای اعتراضات را در حمامی از خون خفه کرده است، دانشگاههای ایران بار دیگر به عنوان کانون تپنده آزادیخواهی، بطلان این محاسبات را به اثبات رساندند. در روزهای اخیر، موج تازهای از اعتراضات دانشجویی نه تنها در تهران، بلکه در سراسر جغرافیای ایران از گلستان و سمنان تا شیراز و اهواز گسترش یافته است.
روز چهارشنبه ۶ اسفندماه (۲۵ فوریه)، دانشجویان دانشگاههای گلستان، سمنان، باهنر شیراز و دانشکده ملی مهارت دختران دکتر شریعتی تهران با صدور بیانیههایی، کلاسهای آنلاین را تحریم کردند.
در همین راستا، دانشجویان دانشگاه خوارزمی با شکستن فضای امنیتی، در صحن دانشگاه تحصن کرده و با شعار طنینانداز "قسم به خون یاران، ایستادهایم تا پایان"، پیوند خود را با کشتهشدگاه اعتراضات دیماه تجدید کردند. تجعات دانشجویی در روزهای گذشته در دانشگاههای بهشتی، شریف، علم و صنعت و خواجه نصیر نیز گزارش شده است.
واکنشهای قهری مقامات به جنبش دانشجویی
گزارشهای منتشر شده در رسانههایی چون روزنامه "شرق"، حکایت از تشدید برخوردهای پادگانی با محیطهای آموزشی دارد. شورای مدیریت استانی در استان البرز، در اقدامی بیسابقه دستور داد که تمامی دانشگاههای این استان تا پایان سال ۱۴۰۴ به صورت مجازی فعالیت کنند. همزمان، موج جدیدی از تشکیل پروندههای انضباطی برای دانشجویان معترض آغاز شده است تا با ابزار تعلیق و اخراج، فضای رعب احیا شود.
با این حال، تناقض در گفتار مقامات حکومتی عیان است. حسین سیمایی صراف، وزیر علوم، روز چهارشنبه در اظهاراتی دوپهلو مدعی حمایت از "حضوری بودن" دانشگاهها شده، اما آن را مشروط به عدم "توهین به نمادهای ملی" کرده است؛ نمادهایی که در نگاه دانشجویان، دیگر وجاهت خود را از دست دادهاند. پاسخ دانشجویان به این شروط، صریح و رادیکال بوده است: در بسیاری از صحنها، پرچم جمهوری اسلامی به آتش کشیده شده و درفش شیر و خورشید به نشانه گذار از نظام فعلی به اهتزاز درآمده است.
تولد "انجمنهای شیر و خورشید"؛ گذار به سازماندهی جدید
یکی از رادیکالترین تحولات روزهای اخیر، شکلگیری تشکلهای نوپدید با هویت ملی و آزادیخواهانه است. دانشجویان دانشگاه جندیشاپور (چمران) اهواز و واحد علوم و تحقیقات تهران با تشکیل "انجمن شیر و خورشید"، بیانیههایی صادر کردهاند که در آن بر پایان "سرکوب سیستماتیک" و فراهمسازی زیرساختهای "گذار دموکراتیک" تأکید شده است. دانشجویان دانشگاه هنر شیراز نیز در پیمانی خونین با دانشجویان دانشگاههای مادر تهران (شریف، امیرکبیر و تهران)، اعلام کردهاند که "درس و کتاب، امروز میدان جنگ ماست" و سر پیش دستورات حکومت خم نخواهند کرد.
شکست پروژه "حمام خون" و عادیسازی سرکوب
یگ فعال دانشجویی سابق در گفتگو با دویچهوله و در تحلیل خود از جنبش دانشجویی جدید، به تشریح "فضای پسا-کشتار" پرداخته و معتقد است که در یک یا دو ماه گذشته، پس از وقوع آن کشتار دهشتناک و جان باختن چند ده هزار تن از مردم ایران، فضایی ایجاد شد که در آن جمهوری اسلامی و تمامی رسانههای وابستهشان تمام تلاش خود را به کار بستند تا اینگونه القا کنند که از این پس دیگر هیچ صدای اعتراضی شنیده نخواهد شد.
او تأکید میکند که هدف آنها حاکم کردن فضایی بود که در آن کسی صدای اعتراضش بلند نشود؛ "چون تصور میکردند با راه انداختن آن حمام خون، دیگر کسی اعتراض نخواهد داشت".
ااما به گفته این فعال سابق دانشجویی، واقعیت به گونهای دیگر رقم خورد و حکومت شاهد بود که همان روزهای اول، دانشگاهها اعتراضات خود را آغاز کردند. او با یادآوری وقایع دو هفته اول پس از کشتار معترضان اشاره میکند که دانشجویان صراحتاً اعلام کردند تا زمانی که دوستانشان آزاد نشوند، امتحان نخواهند داد و عدهای دیگر نیز به نشانه دادخواهی برای کشتهشدگان، از حضور در امتحانات خودداری کردند.
وی این کنشگری را "ایستادگی در برابر عادیسازی شرایط بحرانی" توصیف کرده و میافزاید که جمهوری اسلامی در مقابل، طبق روال همیشگی، راه حل مجازی کردن امتحانات را در پیش گرفت تا بخش بزرگی از مشکل تجمع دانشجویان را حل کند.
خطای محاسباتی حکومت در بازگشایی دانشگاهها
این فعال دانشجویی سابق، ایستادگی دانشجویان را برای تمام نگرانِ آینده ایران "الهامبخش" میخواند و تأکید میکند که دانشجویان امروز میدانند که نه فقط محرومیت از تحصیل، تعلیق، کمیته انضباطی یا حراست، و نه فقط بازداشت و زندان، بلکه "حتی کشتار بیخ گوششان قرار دارد."
او این پیام دانشجویان را چنین تبیین میکند: «ما حاضر نیستیم دیگر سکوت بکنیم و حتی با کشتار هم نمیتوانید ما را عقب برانید.» وی این پایداری را ناشی از یک "شجاعت وصفناپذیر" در صحن دانشگاه میداند.
بنبست استراتژیک؛ دوگانگی میان تعطیلی و بقا
در رابطه با واکنش حکومت، این دانشجوی سیاسی سابق معتقد است جمهوری اسلامی همچنان تلاش میکند از روالهای سنتی و امنیتی همیشگیاش استفاده کند، اما این روشها دیگر کار نمیکند. او میگوید، حاکمیت تمامی مدلهای سرکوب را آزموده و میبیند که حتی کشتار هم نتوانسته مانع اعتراض شود. گلرو از شکلگیری یک بحث جدی میان وزارت علوم و وزارت اطلاعات خبر داده و میگوید: «بحث بر سر این است که اگر دانشگاه را تعطیل نکنند، اعتراضها ادامه یافته و ممکن است به زودی از محیط دانشگاه خارج شده و به بدنه جامعه و خیابان برسد.»
او در عین حال به نگاه مخالف در درون حکومت اشاره میکند که بر باز نگه داشتن دانشگاه اصرار دارد؛ چرا که "تعطیل کردن یعنی باختیم و یعنی نتوانستیم کنترل کنیم." و نتیجه میگیرد که جمهوری اسلامی در یک وضعیت "باخت-باخت" گیر کرده است؛ «اگر ادامه بدهد که نتیجهاش تداوم اعتراضات است و اگر تعطیل کند، نشانه ناتوانی مطلق در کنترل دانشگاههاست.» او تأکید میکند که هیچ راه فراری برای حکومت نمیبیند، مگر آنکه بخواهد پس از چهل و هفت سال دوباره دست به "انقلاب فرهنگی" بزند، کما اینکه چندین بار به اشکال مختلف این کار را کرده است.
او پیشبینی میکند که با ادامه اعتراضات، حکومت دست به سرکوبهای شدیدتری بزند، اما خاطرنشان میکند که در درون خود حکومت هم درگیری وجود دارد؛ «اینکه آیا با یک کشتار دیگر میتوان سکوت کامل را حکمفرما کرد یا اینکه اوضاع از این هم بدتر خواهد شد.»