
مهران کامروا، استاد دانشگاه جرج تاون در قطر معتقد است تهران و واشنگتن دو نگاه متفاوت به مذاکرات دارند. او میگوید در شرایط فعلی، امکان از سر گرفتن جنگ نه تنها کم نیست بلکه به دلیل برخی شرایط جاری، احتمال وقوع درگیری تصادفی نیز وجود دارد.
فریدون مجلسی، دیپلمات پیشین و تحلیلگر ارشد سیاست خارجی می گوید: نباید تصور کرد که توافق پایدار و بلندمدت لزوما نزدیک است. فضای سیاسی آمریکا بهشدت بیثبات است. ترامپ زیر فشار جمهوریخواهان تندرو و لابی اسرائیل قرار دارد و هرگونه نرمش در برابر حکومت ایران میتواند برای او هزینه داخلی ایجاد کند. از سوی دیگر، داخل ایران نیز جریانهای قدرتمندی وجود دارند که اساساً به هر نوع توافق بدبین شده اند. به همین علت، محتملترین سناریو ادامه آتشبس به شکل محتاطانه خواهد بود.
کووروش احمدی، دیپلمات سابق هم می گوید: حتی در صورت شکست مذاکرات نیز احتمال اقدام نظامی بالا نیست. اگرچه هر چیزی ممکن است، اما من در آن صورت احتمال تداوم محاصره دریایی و فشار اقتصادی را بالاتر از احتمال آغاز مجدد جنگ میدانم.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه به غیر از دو سناریوی نیل به توافق و از سرگیری جنگ، سناریوی سومی نیز وجود دارد، عنوان کرد: این سناریوی سوم عبارت است از تداوم محاصره دریایی و افزایش فشار اقتصادی بر ایران به همراه یک سری برخوردهای محدود و مقطعی نظامی، مانند همین هدف قراردادن برخی تجهیزات و اماکن در در هرمزگان که اخیرا رخ داده است. این سناریو که طبیعتا ادامه انسداد تنگه هرمز را نیز در پی دارد، برای هر دو طرف خسارتبار محسوب میشود، اما با توجه به شرایط اقتصادی ایران، طبیعتا برای ما ضرر بیشتری دارد تا برای آمریکا که GDP آن ۳۲ تریلیون دلاری است. لذا قاعدتا ما بیشتر باید علاقهمند به حصول توافق باشیم.
احمدی معتقد است که حتی اگر تفاهم اولیه حاصل و مفاد آن هم اجرایی گردد، همواره ریسکعدم توافق وجود دارد زیرا این احتمال مطرح است که در مرحله دوم، طرفین بر سر مسأله هستهای به توافق نهایی نرسند و مجددا به همین شرایط فعلی، یعنی از سرگیری محاصره دریایی و انسداد تنگه هرمز برگردیم و حتی درگیریها نیز مجددا آغاز شود.
علیرضا ثمری، تحلیلگر سیاسی نیز می گوید: سه سناریوی محتمل برای آیندهٔ این تقابل وجود دارد که در هر سه حالت، بازندهٔ قطعی جمهوری اسلامی است.
تحلیل جامع تحولات جاری و تحولات دیپلماتیک نشان میدهد که رژیم در شرایطی قرار دارد که هیچ راه نجاتی برای بقای آن قابل تصور نیست. بر اساس تحلیلهای جهانی، سه سناریوی محتمل برای آینده این رویارویی وجود دارد که بازنده قطعی در هر سه مورد، فرقه تبهکار حاکم بر ایران است:
۱. فروپاشی مذاکرات و بازگشت به جنگ مستقیم
این سناریو با احتمال بیش از ۵۰٪، ناشی از لجاجت جناحهای تندرو در درون رژیم است که واگذاری اهرمهای فشار (مانند اورانیوم غنیشده و کنترل تنگه هرمز) را به معنای پایان قطعی خود میدانند. در این صورت، شاهد حمله گسترده نیروهای ائتلاف، باز شدن تنگه هرمز با نیروی نظامی و ورود نیروهای زمینی برای سرنگونی سریع رژیم خواهیم بود.
۲. توافق موقت و تمدید آتشبس (سناریوی تضعیف تدریجی)
اگر رژیم سه شرط اساسی ایالات متحده را بپذیرد، آتشبس موقت برقرار خواهد شد. اما این توافق بسیار شکننده است، زیرا خواستههای بعدی ائتلاف (از جمله توقف حمایت از تروریسم، حقوق بشر و به رسمیت شناختن اسرائیل) بلافاصله مطرح خواهد شد. هر گام در این مسیر، رژیم را چندین برابر ضعیفتر از قبل و در برابر قیامهای مردمی بیدفاعتر خواهد کرد.
۳. ادامه وضعیت فعلی (محاصره فرسایشی)
در این سناریو، نه توافق قطعی حاصل میشود و نه جنگ تمامعیار جدیدی آغاز میشود؛ بلکه محاصره دریایی خفهکننده ادامه مییابد. رژیم روزانه بیش از نیم میلیارد دلار ضرر متحمل میشود و به سرعت به سمت فروپاشی کامل اقتصادی پیش میرود. اگرچه این روند سرنگونی را چند ماه به تأخیر میاندازد، اما هزینههای تخریب زیرساختهای ملی در نتیجه جنگ را کاهش میدهد.