
آواز قو عبارتی استعاری برای آخرین ژست و تلاش قبل از مرگ است
در پی تشدید اعتراضهای سراسری در ایران، یک پژوهشگر مسائل ایران، در گفتگو با هفتهنامۀ فرانسوی نوول ابسرواتور میگوید که تهدیدهای ترامپ برای نخستین بار حاکمیت جمهوری اسلامی را به طور واقعی مرعوب و وارد مرحلهای تازه از ضعف و فرسایش کرده است.
در پی تشدید اعتراضهای سراسری در ایران و همزمان با تهدیدهای کمسابقه دونالد ترامپ علیه رژیم تهران، تحلیلگران از ورود جمهوری اسلامی به مرحلهای تازه از آسیبپذیری سخن میگویند. فرید وحید، پژوهشگر مسائل ایران و خاورمیانه، معتقد است که برای نخستین بار یک رئیسجمهوری آمریکا توانسته «بهطور واقعی» حاکمیت ایران را مرعوب کند. این وضعیت بهگفته او، نشانههایی از «آواز قو»ی نظام سیاسی ایران را آشکار کرده است.
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحد آمریکا چهارم ژانویه و تنها چند روز پس از عملیات نظامی آمریکا در ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو، هشدار داد که اگر مقامهای جمهوری اسلامی «بار دیگر دست به کشتار بزنند»، هدف ضربات سنگین نظامی آمریکا قرار خواهند گرفت.
بهگفته فرید وحید، مدیر «دیدبان آفریقای شمالی و خاورمیانه» در بنیاد ژان ژورس و استاد علوم سیاسی در مؤسسه مطالعات سیاسی پاریس، رخدادهای ونزوئلا باعث شده که تهدیدهای واشنگتن در نگاه جامعه ایران «بسیار جدیتر» از گذشته تلقی شوند. او تأکید میکند که برای بخش بزرگی از شهروندان، بهویژه بازاریان، بحران اقتصادی به مرحلهای رسیده که زندگی روزمره را مختل و یا ناممکن کرده است.
به باور این تحلیلگر، خواست اصلی معترضان پایان جمهوری اسلامی است : خواستی که با خستگی عمیق از تحریمها، انزوای بینالمللی و خصومت دائمی حکومت با غرب گره خورده است. او میگوید : بسیاری از ایرانیان خواهان «زندگی در کشوری عادی» و بازگشت به روابط متعارف با اروپا و آمریکا و سایر کشورها هستند و به اعتقاد آنان جمهوری اسلامی طی چهار دهه گذشته از این امر جلوگیری کرده است.
فرید وحید میگوید که جامعه ایران امروز، بیش از هر زمان دیگر، غربگرا و حتی «آمریکاییشده» است و مفاهیمی چون حقوق بینالملل یا اصل عدم مداخله، برای مردمی که دههها زیر فشار و سرکوب زیستهاند، اولویت فوری محسوب نمیشود. فرید وحید همچنین به تغییر «روانشناسی قدرت» در ایران اشاره میکند و میگوید ترس، برای نخستین بار، تغییر اردو داده است. به باور او، صحنههایی چون شعارهای مستقیم علیه رهبر جمهوری اسلامی، آتشزدن تصاویر خامنهای یا طرح علنی بازگشت نظام پیشین، بیانگر شکستهشدن سد هراس عمومی است. او معتقد است اگر اعتراضهایی در ابعاد خیزشهای ۱۳۸۸ یا ۱۳۹۸ تکرار شود، حکومت با بحرانی مواجه خواهد شد که مهار آن برایش بسیار دشوارتر از گذشته است.
در این چارچوب، فرید وحید نقش دونالد ترامپ را تعیینکننده میداند. به گفته او، رئیسجمهوری آمریکا دیگر مانند دوره نخست زمامداریاش بهعنوان سیاستمداری غیرقابل پیشبینی و نمایشی تلقی نمیشود، بلکه اکنون بهعنوان بازیگری دیده میشود که «آنچه میگوید، انجام میدهد» و همین امر به تهدیدهایش وزن واقعی داده است.
او در پاسخ به گمانهزنیها درباره احتمال رویکارآمدن شاهزاده رضا پهلوی با حمایت واشنگتن میگوید تصور «نصب» یک رهبر از بیرون، نگاهی سادهانگارانه به واقعیت ایران است. با این حال، به باور او، در صورت فروپاشی ناگهانی نظام و ایجاد خلأ قدرت، شاهزاده رضا پهلوی میتواند بهعنوان چهرهای شناختهشده و موقتی در تعامل و گفتگو با غرب، در یک دوره گذار مطرح شود، آنهم نه بهعنوان پادشاه، بلکه بهعنوان نمادی از عبور سریع به وضعیت عادی.
به گفته فرید وحید، پرسش اصلی نه نام افراد، بلکه توانایی مدیریت مرحله گذار است: «اینکه چه کسی بتواند دستگاه امنیتی را مهار کند، با نیروهای مسلح وارد مذاکره شود، از تجزیه کشور جلوگیری کند و مسیر تدوین قانون اساسی جدید را هموار سازد.» به باور او، پاسخ این پرسش، سرنوشت آینده ایران را رقم خواهد زد.
به گزارش رادیو فرانسه، دیگر هفته نامۀ فرانسوی، لوپوئن نیز به نقل از یک شهروند تهرانی به نام اشکان مینویسد که برای نخستین بار، بخشی از معترضان نهتنها مخالفت خود را با یک چهره یا یک سیاست، بلکه «حمایت از یک فرد و یک پروژه سیاسی» را فریاد میزنند : پروژهای که بهزعم آنان، با نام شاهزاده رضا پهلوی گره خورده است. این شهروند، که از حامیان پیشین جریان اصلاحات بوده، میگوید سرخوردگی از بنبست اصلاحپذیری جمهوری اسلامی باعث شده بسیاری از رأیدهندگان سابق اصلاحطلبان، اکنون به گزینهای نمادین از «بازگشت به مدرنیته» بیندیشند.
بهگفتهٔ او، مسئله بیش از آنکه شخص شاهزاده رضا پهلوی باشد، ردّ کامل میراث انقلاب ۱۳۵۷ است: انقلابی که از نگاه این معترضان، کشور را به عقب رانده است. لوپوئن تأکید میکند که شعارهای طرفدار پهلوی تنها بخش قابلمشاهدهٔ یک جریان عمیقتر اجتماعی است؛ جریانی که بهباور برخی ناظران، در صورت تداوم بحران و انسداد سیاسی، میتواند گسترش یابد.