
بریتانیا خواستار دستکشیدن سپاه پاسداران از ادعای کنترل بر مسیرهای کشتیرانی شد. ایوت کوپر، وزیر امور خارجه بریتانیا، اظهار داشت که تهران باید از ادعای خود مبنی بر کنترل مسیرهای کشتیرانی دست بردارد. او ضمن اشاره به اینکه تهران در پی گروگان گرفتن تنگه هرمز است، از آنها خواست تا به حملات خود علیه خطوط کشتیرانی دریایی پایان دهد.
تل آویو تشدید مجدد تنشها با رژیم ایران را چگونه میبیند؟
همزمان با تغییر رویارویی ایالات متحده و رژیم ایران از تهدیدهای صرف به یک آزمایش جدید در میدان، به نظر میرسد موضع تل آویو، آمادگی حسابشدهای است - ترکیبی از آمادگی نظامی با هماهنگی با ایالات متحده، و شرطبندی بر این که این تشدید تنشها احتمالاً از یک توافق بد جلوگیری میکند تا اینکه باعث یک جنگ تمامعیار شود.
در اسرائیل، این تحولات نه صرفاً به عنوان بحرانی دوردست در خلیج فارس، بلکه به مثابه مقطعی بسیار حساس در آستانه سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، به واشنگتن نگریسته میشود؛ لحظهای که در آن مسائل پیرامون پرونده هستهای با آزادی عمل نظامی اسرائیل و نگرانیها در مورد توافقی معیوب با تهران تلاقی پیدا میکند.
**در آستانه هرمز**
گزارشهای مربوط به وقوع انفجار در شهر ساحلی سیریک و سایر مناطق، بُعد عملیاتی جدیدی به این وضعیت میافزاید. این مکانها در نزدیکی تنگه هرمز واقع شدهاند؛ همان منطقهای که دور جدید تنشها در آن آغاز شد، آن هم پس از آنکه واشنگتن، تهران را به ازسرگیری حملات علیه کشتیها متهم کرد.
این تحول، ارزیابی اسرائیل را وارد مرحله تازهای میکند؛ «نیر دووری»، تحلیلگر نظامی، در گفتگو با شبکه ۱۲ تلویزیون اسرائیل، وضعیت را «آمادهباش کامل» توصیف میکند. اگرچه ارزیابی غالب این است که تشدید تنشها احتمالاً محدود به منطقه خلیج فارس باقی خواهد ماند، اما اسرائیل با این حال خود را برای احتمال سرایت این درگیریها به خاک خود نیز آماده میکند.
در کانال ۱۳، آلون بن-دیوید، تحلیلگر نظامی، با این ارزیابی موافق است و به نقل از منابع امنیتی که گسترش خصومتها به فراتر از خلیج فارس را بعید میدانند، میگوید؛ دستورالعملهای جبهه داخلی بدون تغییر باقی مانده و سطح هشدار در وضعیت موجود از زمان پایان جنگ ثابت مانده است.
با این حال، تصمیم نتانیاهو و وزیر دفاع اسرائیل، اسرائیل کاتز، برای لغو مشارکت خود در یک رویداد نظامی - با استناد به "بحث امنیتی" - سایه سنگینی از احتیاط را بر این ارزیابیهای آرام انداخته است.
مکانهای انفجارها همچنین سوالاتی را در مورد پایداری وضع موجود مطرح میکند؛ هر حملهای در نزدیکی تنگه هرمز احتمال پاسخ جدید ایران را افزایش میدهد و هر پاسخ ایران، اسرائیل را با همان سوال مواجه میکند: آیا درگیری محدود به کریدورهای دریایی و پایگاههای ایالات متحده خواهد ماند یا تهران به دنبال عرصه دیگری برای تلافی خواهد بود؟
**تغییر در زبان انتقام**
مطبوعات اسرائیل این آخرین پاسخ ایران را از نظر ماهیت، خشنتر میدانند، حتی اگر ماهیت سیاسی حسابشدهای داشته باشد. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، اظهار داشت که تهران به «گستاخی با گستاخی» پاسخ نمیدهد، بلکه «با عمل - بیباکانه و با شجاعت زیاد» پاسخ میدهد.
این ادبیات با گزارشهای پیشین رسانههای اسرائیلی درباره موضع ایران پس از حملات آمریکا همخوانی دارد؛ بهویژه اتهامِ نقض تفاهمنامه از سوی واشنگتن و تأکید بر اینکه تداوم تهدیدها مانع از آغاز مذاکرات نهایی میشود. با این حال، نکته تازه این است که واکنش ایران از صرفِ اعتراض به «نقض توافق» فراتر رفته و به این موضوع اشاره دارد که اقدام عملی در میدان، یا قریبالوقوع است و یا هماکنون در جریان میباشد.
در مقابل، جی. دی. ونس، معاون رئیس جمهور ایالات متحده، موضع آمریکا را با وضوح بسیار بالایی بیان کرد و تأکید کرد که توافق اساسی این است که واشنگتن در صورت توقف شلیک به کشتیها، محاصره را لغو کند. با این حال، اگر ایران چنین حملاتی را از سر بگیرد، پاسخ آمریکا "قویتر از همیشه" خواهد بود.
**تصویر دوگانه**
مطبوعات اسرائیل، ترامپ را در دو چهره متضاد به تصویر میکشند: رئیس جمهوری که تهدید به حمله مجدد به ایران میکند و رئیس جمهوری که درهای مذاکره را باز میگذارد. صبح، ترامپ تا آنجا که به او مربوط میشد، یادداشت تفاهم با ایران را "مرده" اعلام کرد و به شدت از رهبری ایران انتقاد کرد و گفتگو با آنها را اتلاف وقت دانست. با این حال، تا عصر، لحن خود را ملایمتر کرد و اظهار داشت که معتقد نیست جنگ آغاز شود، اما افزود که اگر چنین شود، "به سرعت پایان خواهد یافت".
اسرائیل لزوماً این نوسان را به معنای امتیاز دادن تلقی نمیکند؛ روزنامه «یدیعوت آحارونوت» به نقل از یک مقام اسرائیلی نوشت که سخن گفتن از احتمال پشت کردن ترامپ به اسرائیل، عجولانه است. یک مقام ارشد نیز افزود: «بزرگترین خطر برای اسرائیل، دستیابی به یک توافق بد است؛ حال آنکه حفظ فشار اقتصادی و نظامی بر ایران، اهرم فشار بیشتری در اختیار تلآویو قرار میدهد.»
در اینجا، «دووری» و «بندیوید» (تحلیلگران) در یک نکته محوری با «یدیعوت» همنظرند: ترامپ درِ مذاکره را بهطور کامل نمیبندد، بلکه مسیر آن را به سمت سناریویی شبیه به «مذاکره زیر آتش» سوق میدهد.
تفاوت در اینجاست که تمرکز تحلیلگران بر آمادگی نظامی فوری است، در حالی که «یدیعوت» وزن بیشتری برای محاسبات سیاسی اسرائیل قائل است و این بحران را فرصتی برای احیای اعتماد میان نتانیاهو و ترامپ میبیند.
**پارامترهای تشدید تنش**
آمارهای ذکر شده در گزارشهای رسانههای اسرائیلی، تشدید تنش را از عرصه لفاظی به توازن قدرت تغییر میدهد؛ ارتش آمریکا بیش از ۹۰ هدف در ایران، از جمله سامانههای پدافند هوایی، رادارها و شبکههای فرماندهی و کنترل، را هدف قرار داده است.
در پاسخ، ایران حملاتی را به سایتهای نظامی آمریکا در بحرین و کویت اعلام کرد و تهدید کرد که پایگاههای آمریکایی در منطقه را به عنوان اهداف مشروع تعیین خواهد کرد.
*هاآرتص* - در گزارشهای جاناتان لیس و آموس هارل - یک بُعد جغرافیایی بسیار حساس را اضافه میکند: تنگه هرمز و جزیره خارک. ترامپ به اعمال مجدد محاصره دریایی و به دست گرفتن کنترل خارک - قطب صادرات نفت ایران - اشاره کرده است، در حالی که تهران تهدید کرده است که در صورت حمله جدید، تنگه هرمز را خواهد بست.
این عوامل دو دلیل موازی برای نگرانی اسرائیل ایجاد میکنند: نخست اینکه واشنگتن آمادگی خود را برای استفاده مستقیم از نیروی نظامی نشان داده است؛ و دوم اینکه واکنش ایران ممکن است از هدف قرار دادن کشتیها و پایگاههای آمریکا به عرصههایی گستردهتر — از جمله اسرائیل، لبنان یا نیروهای نیابتی تهران در منطقه — تغییر جهت دهد.
قمار نتانیاهو و واشنگتن
سفر قریبالوقوع نتانیاهو به واشنگتن در مقطعی انجام میشود که ممکن است به او فرصت دهد روایت خود را برای ترامپ بازسازی کند؛ روایتی مبنی بر اینکه اسرائیل اصولاً با دیپلماسی مخالف نبوده، بلکه نسبت به توافقی هشدار میداده که به ایران زمان و فضای مانور بدهد. اکنون، با ازسرگیری حملات به کشتیها —بر اساس روایت آمریکاییها— و وقوع انفجارهایی در نزدیکی بندرعباس و سیریک، نتانیاهو به شواهد سیاسی و امنیتیای دست یافته که میتواند موضع او را تقویت کند.
لغو سفر «پیت هگست» ، وزیر دفاع آمریکا، به اسرائیل بر اهمیت این تحولات میافزاید. روزنامه «هاآرتص» این تصمیم را با رایزنیهای آمریکا در خصوص نحوه واکنش به ایران مرتبط دانست؛ در حالی که نتانیاهو با لبخندی بر لب، بدون ارائه توضیحات بیشتر، اشاره کرد که فراخوانده شدن هگست به کاخ سفید «ممکن است معنای دیگری داشته باشد». این اظهارات ابعاد تازهای به ماجرای لغو سفر بخشید که فراتر از یک تغییر ساده در برنامه سفر است.
کانال اسرائیلی کان عنصر دیگری را نیز اضافه میکند: بازگشت هواپیماهای سوخترسانی هوایی ایالات متحده به خاورمیانه و اسرائیل، در کنار تماسهای مستقیم بین ایال زمیر، رئیس ستاد کل اسرائیل، و مقامات ارشد فرماندهی مرکزی ایالات متحده و پنتاگون.
در حالی که این سیگنالها به تنهایی مسیر بحران را تغییر نمیدهند، اما نشان میدهند که منطقه، رویدادهای در حال وقوع را به عنوان رویدادهایی با پتانسیل تشدید تنش میبیند، نه صرفاً یک درگیری دریایی زودگذر.
انتظاری دلهرهآور
در دیدگاه غالب اسرائیل، معادلهای ظریف در حال شکلگیری است: ترامپی که از ایران خشمگین است، بر ترامپی که توافقی ضعیف با آن امضا میکند، ترجیح دارد؛ با این حال، تشدید بیمهابای تنشها ممکن است اسرائیل را ناچار به رویارویی با وضعیتی—و در چارچوب زمانیای—کند که خود انتخاب نکرده است. از این رو، تلآویو میان نوعی آسودگیِ توأم با احتیاط نسبت به بازگشت واشنگتن به سیاستِ اعمال قدرت، و نگرانی از واکنش ایران که میتواند جبهه جدیدی بگشاید، مردد مانده است.
سفر نتانیاهو به واشنگتن، این معادله را به بوته آزمایش خواهد گذاشت. اگر دامنه تنشها تنها به منطقه خلیج فارس محدود بماند، نخستوزیر اسرائیل احتمالاً تلاش خواهد کرد تا از این وضعیت به عنوان اهرمی برای اعمال فشار مستمر در خصوص پرونده هستهای و ذخایر اورانیوم غنیشده در ایران بهره گیرد. اما در صورت گسترش دامنه درگیری، ماهیت این سفر از یک مأموریت دیپلماتیک به تلاشی برای مدیریت جنگ—بهجای مذاکره—تغییر خواهد یافت.