خلاصه انگلیسی این خبر را می توانید در زیر ببینید

آدينه، 7 فروردین ماه 1405 = 27-03 2026

در پاسخ به صلح‌طلبان قلابی: شیرین عبادی، افتخار ایرانیان وطن‌پرست است

امیر جاوید

وقتی ۳۲۰ نفر از «صلح» حرف می‌زنند اما صدای گلوله خود حکومت را نمی‌شنوند

در کشوری که هنوز صدای گلوله در خیابان‌هایش خاموش نشده، ناگهان ۳۲۰ نفر از «صلح» سخن می‌گویند؛ اما نه از صلحی که مردم ایران سال‌هاست از آن محروم‌اند، بلکه از صلحی که فقط در برابر فشار بیرونی معنا پیدا می‌کند.

نامه‌ای با بیش از ۳۲۰ امضا منتشر می‌شود؛ نامه‌ای که به جای پرداختن به ریشه‌های خشونت و عاملان اصلی آن، به دنبال سلب «اعتبار معنوی» جایزه صلح نوبل از شیرین عبادی است.

همین انتخابِ هدف، خود به‌تنهایی گویای همه‌چیز است: مسئله نه صلح است، نه حقوق بشر؛ مسئله کنترل روایت و حذف صدایی است که حاضر نشده در چارچوب‌های از پیش‌تعیین‌شده باقی بماند.

شیرین عبادی، افتخار ایرانیان وطن‌پرست است؛ و حمله به او، در واقع حمله به صدای مستقل و حق‌طلبی است که سال‌ها برای حقوق مردم ایران ایستاده است.

این نامه نه یک اعتراض حقوق‌بشری، بلکه یک عملیات سیاسی است؛ تلاشی برای بی‌اعتبار کردن صدایی که حاضر نشده در چارچوب‌های مورد پسند این جریان‌ها باقی بماند.

صلحی که فقط وقتی لازم می‌شود که به نفع حکومت باشد

نویسندگان این نامه امروز با حساسیتی خیره‌کننده از «خطر جنگ» و «جان انسان‌ها» سخن می‌گویند.

اما یک سؤال ساده، تمام این نمایش را فرو می‌ریزد:

وقتی جمهوری اسلامی در ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه در عرض دو روز بیش از ۴۰ هزار ایرانی را در خیابان‌ها کشت، شماها کجا بودید؟

می‌خواهم از این ۳۲۰ نفر سؤال بکنم: آیا شما این نامه‌ها را به سران حکومت اسلامی هم نوشتید که در این ۴۷ سال برای نابودی یک کشور تلاش می‌کردند و می‌خواهند اسرائیل را از روی زمین محو کنند؟ آیا در این مورد هم به این حکومت نامه نوشتید؟

چند نامه با ۳۲۰ امضا برای آن جنایت‌ها نوشته شد؟

چند بار همین‌قدر بلند، همین‌قدر هماهنگ، همین‌قدر خشمگین سخن گفتید؟

پاسخ روشن است: یا سکوت کردید، یا در بهترین حالت، واکنش‌هایی کم‌رمق و بی‌اثر نشان دادید.

این یعنی مسئله «صلح» نیست؛ مسئله «انتخاب گزینشی درد» است.

استاندارد دوگانه؛ اخلاقی که فقط یک‌طرفه کار می‌کند

در منطق این جریان، خشونت وقتی از درون می‌آید، قابل تحمل است، قابل توجیه است، یا دست‌کم قابل نادیده گرفتن.

اما همان لحظه که فشار از بیرون مطرح می‌شود، ناگهان اخلاق، انسان‌دوستی و صلح‌طلبی به یادشان می‌آید.

این دیگر دفاع از انسان نیست؛

این یک محاسبه سیاسی است که لباس اخلاق پوشیده است و غیرمستقیم در کنار حکومت ایستاده است.

حقوق بشر را نمی‌شود قطعه‌قطعه کرد و با خواسته‌های دلخواه سیاسی خودتان حساب کرد.

یا برای همه است، یا اصلاً نیست.

حمله به خانم عبادی؛ فرار از پاسخ به واقعیت است

تمرکز این نامه بر حذف اعتبار خانم عبادی یک انتخاب اتفاقی نیست.

وقتی نمی‌توانی به واقعیت پاسخ بدهی، ساده‌ترین راه این است که گوینده را هدف بگیری و تخریب کنید.

این یک تاکتیک قدیمی حکومت جمهوری اسلامی است:

به‌جای پاسخ به استدلال، شخصیت را تخریب کن.

اما واقعیت عوض نمی‌شود:

ایران در بحرانی عمیق فرو رفته، و کسانی که امروز خود را مدافع صلح معرفی می‌کنند، سال‌ها در برابر عوامل این بحران یا سکوت کرده‌اند یا همراهی با حکومت اسلامی.

«پس گرفتن نوبل» یا نمایش سیاسی؟

درخواست پس گرفتن جایزه نوبل، حتی از نظر حقوقی بی‌معناست.
اما مسئله این نیست.

این یک ژست است.

یک نمایش سیاسی برای ارسال یک پیام روشن:

اینکه چه کسی حق دارد از حقوق بشر حرف بزند، و چه کسی باید ساکت شود.

این دیگر نقد نیست؛

تلاش برای حذف است.

پرسش ساده‌ای که پاسخی ندارد

نویسندگان این نامه باید به یک سؤال پاسخ دهند:

اگر واقعاً نگران جان انسان‌ها هستید، چرا این نگرانی همیشه با تأخیر و انتخابی ظاهر می‌شود؟

چرا فقط زمانی که روایت قدرت به چالش کشیده می‌شود، ناگهان «صلح» به دغدغه اصلی تبدیل می‌شود؟

جمع‌بندی: صلحی که ابزار شد

این نامه نه دفاع از صلح است، نه دفاع از حقوق بشر.

این نامه نمونه‌ای روشن از سیاسی‌سازی تفکرات ایدئولوژی اسلامی و چپی است.

و شاید مهم‌ترین حقیقت همین باشد:

وقتی صلح به ابزار تبدیل شود، دیگر صلح نیست؛

و وقتی حقوق بشر گزینشی شود، دیگر حقوق بشر نیست.

و حمله به شیرین عبادی، بیش از آنکه او را بی‌اعتبار کند، چهره واقعی نویسندگان این نامه را آشکار می‌کند.

Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
  به اشتراک بگذارید:









تبلیغات







به ایران پرس نیوز بپیوندید

آدرس پست الکترونيک [email protected]

ایران‌پرس‌نیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمی‌کند.



بازگشت به برگ نخست