خلاصه انگلیسی این خبر را می توانید در زیر ببینید

آدينه، 11 اردیبهشت ماه 1405 = 01-05 2026

گزارش جدید نت بلاکس از قطعی اینترنت در ایران؛ زندگی که در سکوت فرو می‌ریزد

بر اساس تازه‌ترین گزارش نت‌بلاکس، قطعی اینترنت در ایران اکنون پس از ۱۴۸۸ ساعت، وارد شصت و سومین روز متوالی خود شده است. اقدامی که بخش گسترده‌ای از مردم ایران را عملا از ارتباط با جهان خارج محروم ساخته است.

نت‌بلاکس تأکید کرده است که این محدودیت تنها پیامدهای اجتماعی و اقتصادی ندارد، بلکه اثرات مخربی بر نظام آموزشی نیز گذاشته است. به گفته این سازمان، کاهش شدید دسترسی به منابع اطلاعاتی، روند آموزش مدارس و آموزش عالی را با اختلال جدی مواجه کرده است.

در این گزارش آمده است که محدود شدن اینترنت، دسترسی دانش‌آموزان، دانشجویان و پژوهشگران به دانش و منابع آموزشی را به‌شدت کاهش داده و خسارت‌های بلندمدتی بر توسعه علمی و آموزشی کشور وارد می‌کند.

زندگی میلیونها نفر که در سکوت فرو می‌ریزد

به گزارش رکنا، قطع سراسری اینترنت بین‌المللی در ایران که از نهم اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، اکنون وارد شصت‌وسومین روز خود شده است؛ دوره‌ای طولانی از اختلال در یکی از حیاتی‌ترین زیرساخت‌های اقتصاد معاصر. در این بازه زمانی، آنچه از دست رفته تنها سرعت ارتباطات یا دسترسی به چند پلتفرم خارجی نیست؛ بلکه شبکه‌ای از فعالیت‌های اقتصادی، اجتماعی و حرفه‌ای است که طی سال‌ها در بستر اینترنت جهانی شکل گرفته بود.

برآوردهای رسمی و صنفی نشان می‌دهد زیان این خاموشی دیجیتال بسیار فراتر از تصور اولیه است. در مقیاس زمانی بیش از دو ماه، مجموع خسارت اقتصادی این دوره تا ۳ میلیارد دلار برآورد می‌شود؛ رقمی که با احتساب دوره‌های قبلی اختلال و قطع اینترنت در ماه‌های دی و بهمن، از مرز ۴۰۰ هزار میلیارد تومان عبور کرده است. بسیاری از کارشناسان تأکید می‌کنند این ارقام محافظه‌کارانه است و ابعاد واقعی خسارت احتمالاً بسیار فراتر از این برآوردهاست.

در پشت این ارقام میلیاردی، واقعیتی انسانی و اجتماعی قرار دارد. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۱۰ میلیون نفر در ایران معیشتی دارند که به‌طور مستقیم به اینترنت وابسته است. قطع طولانی‌مدت این زیرساخت، زندگی حرفه‌ای این جمعیت گسترده را با اختلال جدی روبه‌رو کرده است.

گزارش‌های رسمی و صنفی از بیکار شدن حدود یک میلیون نفر به‌صورت مستقیم خبر می‌دهد؛ رقمی که اگر اثرات زنجیره‌ای آن در کسب‌وکارهای وابسته در نظر گرفته شود، می‌تواند تا دو میلیون نفر نیز افزایش یابد. بیشترین آسیب در میان کسب‌وکارهای کوچک و خانگی دیده می‌شود؛ واحدهایی که طی سال‌های اخیر با اتکا به شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های آنلاین توانسته بودند سهمی از بازار به دست آورند.

این گروه‌ها نخستین حلقه‌ای هستند که در زمان قطع اینترنت از چرخه اقتصادی حذف می‌شوند. برای بسیاری از این کسب‌وکارها، اینترنت نه ابزار تبلیغاتی بلکه تنها کانال فروش و ارتباط با مشتری است. قطع این مسیر در عمل معادل تعطیلی مغازه‌ای است که نه در خیابان که در فضای مجازی شکل گرفته است.

اقتصاد دیجیتال در سال‌های اخیر به یکی از بخش‌های مهم تولید ارزش در ایران تبدیل شده است. برآوردهای اقتصادی نشان می‌دهد این حوزه حدود ۶ تا ۷ درصد تولید ناخالص داخلی کشور را تشکیل می‌دهد و بین ۳ تا ۴ میلیون فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد کرده است.

این اکوسیستم تنها به فروش آنلاین محدود نمی‌شود. طیفی گسترده از فعالیت‌ها در این فضا جریان دارد؛ از صادرات خدمات دیجیتال و فریلنسری گرفته تا آموزش آنلاین، تولید محتوا، خدمات ابری، شرکت‌های فین‌تک، استارتاپ‌های حمل‌ونقل، گردشگری دیجیتال و پلتفرم‌های تجارت الکترونیک.

در چنین ساختاری، اینترنت دیگر یک ابزار جانبی نیست؛ زیرساخت تولید ارزش اقتصادی است. هرگونه اختلال در این زیرساخت به‌سرعت خود را در کاهش فروش، اختلال در زنجیره خدمات و کاهش فرصت‌های شغلی نشان می‌دهد.

بیش از یک میلیون فروشگاه خرد و خانگی در ایران فعالیت خود را بر بستر شبکه‌های اجتماعی بنا کرده‌اند. بسیاری از این واحدها سرمایه فیزیکی محدودی دارند و تمام سرمایه آن‌ها در شبکه مخاطبان و اعتماد مشتریان شکل گرفته است.

قطع دسترسی به پلتفرم‌های جهانی عملاً این سرمایه را بلااستفاده می‌کند. فروشندگانی که سال‌ها برای جذب مخاطب و ایجاد شبکه مشتریان تلاش کرده‌اند، ناگهان خود را در فضایی می‌بینند که نه مشتری در آن حضور دارد و نه امکان دسترسی به بازار پیشین وجود دارد.

پیشنهاد مهاجرت اجباری این کسب‌وکارها به پیام‌رسان‌های داخلی نیز از سوی بسیاری از فعالان این حوزه ناکارآمد توصیف می‌شود. شبکه مخاطبان در فضای مجازی به‌صورت تدریجی و در طول زمان شکل می‌گیرد و انتقال آن به یک پلتفرم دیگر با دستور یا توصیه امکان‌پذیر نیست.

برای بسیاری از کسب‌وکارها، این وضعیت شبیه آن است که مغازه‌ای در مرکز شهر ناگهان تعطیل شود و صاحب آن مجبور شود فعالیت خود را در نقطه‌ای دورافتاده از شهر از سر بگیرد؛ جایی که مشتریان سابق حضور ندارند.

درک پیامدهای قطع اینترنت بدون توجه به مفهوم «دارایی دیجیتال» ناقص است. صفحات مجازی افراد، چه عمومی و چه خصوصی، تنها یک حساب کاربری ساده نیستند. این صفحات حاصل سال‌ها فعالیت، تولید محتوا، تعامل اجتماعی و شکل‌گیری اعتماد مخاطبان هستند.

برای بسیاری از کاربران، صفحه مجازی معادل سرمایه حرفه‌ای آن‌هاست؛ سرمایه‌ای که گاه ارزش اقتصادی آن با یک کسب‌وکار کوچک برابری می‌کند. همان‌گونه که ساعت روی مچ دست، لپ‌تاپ روی میز کار یا اجناس داخل یک مغازه دارایی محسوب می‌شود، صفحات مجازی نیز بخشی از دارایی افراد به شمار می‌آید؛ با این تفاوت که ماهیتی دیجیتال دارد.

از این منظر، قطع اینترنت چیزی کمتر از نوعی سلب مالکیت موقت نیست. افراد به دارایی‌هایی که طی سال‌ها ساخته‌اند دسترسی ندارند و امکان استفاده اقتصادی یا حرفه‌ای از آن‌ها از میان رفته است.

با وجود تمام این ابعاد اقتصادی، در برخی روایت‌ها اینترنت بیش از آنکه زیرساختی اقتصادی تلقی شود، به‌عنوان بستری بالقوه برای کنش سیاسی معرفی می‌شود. در این نگاه، فعالیت‌های حرفه‌ای و اقتصادی در فضای آنلاین به‌سادگی در قالب کنشگری سیاسی تفسیر می‌شود.

این برداشت در عمل طیف گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی و علمی را نادیده می‌گیرد. هزاران کسب‌وکار، پروژه پژوهشی، دوره آموزشی و فعالیت خدماتی که در بستر اینترنت شکل گرفته‌اند، در این روایت به یک کارکرد واحد تقلیل می‌یابند.

در حالی که برای میلیون‌ها کاربر ایرانی، اینترنت پیش از هر چیز محل کار است؛ جایی برای فروش، آموزش، طراحی، برنامه‌نویسی، ترجمه، تولید محتوا یا ارائه خدمات تخصصی.

اگر دوره محدودیت اینترنت از چند هفته به چند ماه یا حتی ۹۰ روز و بیشتر برسد، اثرات آن می‌تواند ساختاری شود. بازار کار سنتی ایران ظرفیت جذب ناگهانی میلیون‌ها شاغل حوزه دیجیتال را ندارد.

بخش صنعت با رکود و محدودیت سرمایه در گردش مواجه است، بازار خدمات شهری در بسیاری از حوزه‌ها به مرز اشباع رسیده و دولت نیز با محدودیت منابع بودجه‌ای روبه‌روست. در چنین شرایطی خروج ناگهانی نیروی کار از اقتصاد دیجیتال می‌تواند به موجی از بیکاری ساختاری منجر شود.

کارشناسان بازار کار هشدار می‌دهند ادامه این روند می‌تواند پیامدهای گسترده‌تری نیز داشته باشد؛ از رشد اشتغال غیررسمی و گسترش اقتصاد زیرزمینی گرفته تا مهاجرت نیروی متخصص حوزه فناوری و کاهش توان رقابت اقتصاد ایران در سطح منطقه‌ای.

در نهایت، مسئله اینترنت دیگر صرفاً یک موضوع فنی یا ارتباطی نیست. اینترنت به بخشی از ساختار زندگی معاصر تبدیل شده است؛ زیرساختی که اقتصاد، آموزش، پژوهش، ارتباطات اجتماعی و حتی هویت حرفه‌ای میلیون‌ها نفر بر آن استوار است.

قطع آن تنها خاموش شدن کابل‌ها و سرورها نیست؛ تعلیق بخشی از زندگی است. بخشی که برای میلیون‌ها نفر نه در آینده، بلکه در همین لحظه جریان دارد و با هر روز ادامه این خاموشی، دامنه خسارت آن گسترده‌تر می‌شود.

Translate by Google: English | Français | Deutsch | Español
  به اشتراک بگذارید:









تبلیغات







به ایران پرس نیوز بپیوندید

آدرس پست الکترونيک [email protected]

ایران‌پرس‌نیوز به هیچ گروه سیاسی وابسته نیست و از هیچ کجا حمایت مالی دریافت نمی‌کند.



بازگشت به برگ نخست