
همزمانی اعتراض در خیابان، بازار و دانشگاه، فرسایش ساختاری قدرت و شکستهشدن سد ترس، تصویری تازه از ایران ترسیم کرده است؛ تصویری که بهگزارش «فرانتیرور» و «فیگارو» از یک بحران عمیق سیاسی خبر میدهد، بحرانی که جمهوری اسلامی را نه با نارضایتی پراکنده، بلکه با جامعهای یکپارچه و خواهان گذار روبروی خود قرار داده است.
به گزارش رادیو فرانسه، تحلیلهای منتشرشده در نشریههای فرانسوی «فرانتیرور» و «فیگارو» نشان میدهند که تحولات جاری در ایران، نه یک ناآرامی مقطعی، بلکه نشانههای یک بحران عمیق سیاسی را در خود دارند؛ بحرانی که جامعه و حاکمیت را بیش از هر زمان دیگر روبروی یکدیگر قرار داده است.
شهلا شفیق، نویسنده و جامعهشناس در مقالهای در هفتهنامۀ «فرانتیرور» نوشته است که آنچه به موج اعتراضات جاری معنایی متفاوت میبخشد، همگرایی همزمان خیابان، بازار و دانشگاه است. او تأکید میکند که جمهوری اسلامی امروز با فرسایش ساختاری قدرت روبروست. ضربه به فرماندهان نظامی، تضعیف نیروهای نیابتی در منطقه، بحران اقتصادی، فساد گسترده و سقوط شدید ارزش پول ملی، همگی تصویری از حکومتی ارائه میدهند که توان مدیریت بحرانهای همزمان را از دست داده است. ایستادگی معترضان روبروی نیروهای سرکوب، حاکی از آن است که ترس، برای نخستین بار، جای خود را به جسارت جمعی داده است.
شهلا شفیق مینویسد که تهدیدهای بیسابقه رئیسجمهوری آمریکا علیه سرکوب خونین معترضان، بهویژه پس از بازداشت رئیسجمهوری ونزوئلا، مووازنه روانی را تغییر داده است. این پیام، در نگاه بسیاری از ایرانیان، نه بهمعنای دخالت، بلکه عاملی بازدارنده در برابر کشتار گسترده تلقی میشود : عاملی که میتواند هزینه سرکوب را برای حکومت بالا ببرد. او سپس تصریح میکند که در قیاس با اظهارات رئیس جمهوری آمریکا، مواضع محتاطانه دولتهای اروپایی و تداوم خودداری آنان از قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست گروههای تروریستی، بهروشنی در افکار عمومی ایرانیان بازتاب یافته و نارضایتی آنان را برمیانگیزد.
در کنار این تحولات، به نوشته شهلا شفیق، برجستهشدن نام شاهزاده رضا پهلوی در شعارهای مردم معترض و شبکههای اجتماعی پدیدهای تازه است. به گفتۀ او این حمایت را نمیتوان صرفاً به نوستالژی یا دخالت خارجی فروکاست. برای بخشی از جامعه، شاهزاده رضا پهلوی نماد عبور از جمهوری اسلامی و بازگشت به «ایرانیت» در برابر ایدئولوژی دینی حاکم است. تأکید او بر دموکراسی سکولار و همهپرسی برای تعیین شکل نظام آینده، باعث شده است که نامش بهعنوان مهمترین گزینۀ دوره گذار برای تأسیس آیندهای متفاوت مطرح شود.
مردم دلیر و نازنین ایران در همه جای این سرزمین بر خاسته اند
به یاد تابلوی نخشگر فرانسوی اوژن دولاکروا که آنرا برای فراخور جنبش فرانسه کشیده: آزادی مردم را رهبری میکند
به پا خاست مردم ایران زمین/ خروشید بانگشان در این سرزمین
بر این مردم دادخواه / نبود راهی مگر رنج و آه
چو شد بی خرد فرمانروا / بدارد بر خود آنچه دارد روا
چپاول و دزدی و کاستی کارشان / دروغ و نیرنگ و کشتار آئین شان
تو آزاد خواهی شد سرزمین آریایی / تو آباد خواهی شد سر زمین آریایی
دگر بار شود پر از آب رود هایت / پر از سبزه شود دشت هایت