
ریال ایران در برابر دلار آمریکا به پایینترین سطح تاریخی خود رسید و از مرز ۲٫۱۹ میلیون ریال در ازای هر دلار عبور کرد.
دلار پس از شکستن مرز تاریخی ۲۰۰ هزار تومان، فعلاً در محدوده ۲۱۰ تا ۲۲۰ هزار تومان نوسان میکند و بازگشت پایدار آن به کانالهای پایینتر به یکی از مهمترین سؤالات بازار تبدیل شده است. بانک مرکزی از آمادگی برای تزریق تا دو میلیارد دلار ارز با هدف مهار نوسانات خبر داده، اما همزمان تحریمهای تازه آمریکا شبکههای بانکی، صرافیها، واسطههای نفتی و مسیرهای دسترسی به ارز را هدف گرفتهاند.
میلاد زمانی، تحلیلگر بازارهای مالی، معتقد است مداخله بانک مرکزی میتواند اصلاح مقطعی ایجاد کند، اما اگر متغیرهای بنیادی تغییر نکنند، محدوده ۲۱۷ تا ۲۲۰ هزار تومان نخستین مقاومت مهم دلار است و حتی سناریوی ۲۵۰ تا ۲۷۰ هزار تومان تا پایان سال نیز قابل تصور خواهد بود.
چرا دلار این بار تحت فشار بیشتری است؟
مهمترین تفاوت شرایط فعلی با بسیاری از دورههای قبلی، شدت همزمان فشارهای خارجی و داخلی است.
وزارت خزانهداری آمریکا طی هفتههای اخیر چند مرحله تحریم تازه علیه شبکههای مالی، صرافیها، شرکتها و واسطههایی اعمال کرده که واشنگتن میگوید در انتقال منابع مالی یا فروش نفت ایران نقش دارند.
در ۲۴ اوت، دولت آمریکا عملیات تازهای موسوم به Economic Outcast را آغاز کرد و سپس شرکتها و شبکههای مالی مرتبط با ایران در امارات و نقاط دیگر را هدف قرار داد. خزانهداری آمریکا رسماً اعلام کرده هدف این عملیات قطع مسیرهای باقیمانده دسترسی ایران به درآمدهای خارجی و شبکههای انتقال ارز است.
تنها چند روز قبل نیز رویترز گزارش داد بسته تازه تحریمها نزدیک به ۶۰ شخص، شرکت و کشتی را دربر گرفته و شبکههای واسطهای در امارات، چین، هنگکنگ و سنگاپور از جمله اهداف آن هستند.
این همان بخشی است که زمانی روی آن تأکید دارد: مسئله فقط حجم ارز موجود در کشور نیست، بلکه هزینه و دشواری انتقال و دسترسی به ارز نیز اهمیت دارد.
صادرات نفت و تجارت خارجی؛ دومین فشار بر بازار ارز
درگیریهای نظامی ماههای اخیر و محدودیتهای کشتیرانی در منطقه، مسیر تجارت ایران را تحت فشار قرار دادهاند. رویترز روز ۲۹ اوت به نقل از مسعود پزشکیان گزارش کرد تجارت خارجی ایران تحت تأثیر تحریمها و محدودیتهای دریایی حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.
جزیره خارک نیز همچنان نقطهای حیاتی در این معادله است. بر اساس گزارش رویترز، پیش از آغاز درگیری اخیر حدود ۹۰ درصد صادرات نفت ایران از زیرساختهای مرتبط با خارک عبور میکرد. همین موضوع توضیح میدهد چرا هر خبر درباره امنیت مسیرهای نفتی میتواند انتظارات بازار ارز تهران را تغییر دهد.
کاهش فروش یا دشوارتر شدن وصول درآمد نفت، در نهایت میتواند عرضه ارز در اقتصاد را محدود کند؛ متغیری که مستقیماً برای قیمت دلار اهمیت دارد.
در سال ۱۳۹۷ دلار رشد ۱۵۶ درصدی را تجربه کرد.
در سال ۱۳۹۸ سرعت رشد کاهش یافت و بازده سالانه به ۴۲ درصد رسید. سال ۱۳۹۹ نیز دلار با رشد ۵۱ درصدی به کار خود پایان داد.
سال ۱۴۰۰ تنها سالی بود که دلار بازده منفی ثبت کرد و در پایان سال حدود ۷ درصد افت داشت؛ اتفاقی که بیشتر ناشی از انتظارات مثبت نسبت به مذاکرات و تغییر فضای روانی بازار بود. پس از آن، بار دیگر روند صعودی آغاز شد.
دلار در سال ۱۴۰۱ رشد ۱۰۸ درصدی را ثبت کرد، در سال ۱۴۰۲ حدود ۱۸ درصد افزایش یافت، در سال ۱۴۰۳ بازده آن به ۵۴ درصد رسید و نهایتاً سال ۱۴۰۴ نیز با رشد ۶۵ درصدی به پایان رسید.
من نمیدانم شما این ارقام و اعداد را از کجا آورده اید ولی دلار آمریکا در هیچ سالی حتی با رشد تورم عمومی اعلام شده از طرف مرکز آمار هم رشد نداشته و برای همین امروز دلار آمریکا در ایران ارزش واقعی بالاتر از دو میلیون تومان دارد و نه قیمتهای مفتی که صرافی ها امروز اعلام میکنند
با حساب و کتاب آماری علم اقتصاد را نمیشود فریب داد و امروز کشور در ورشکستگی کامل قرار دارد و ما با ابر تورم «سه هزار درصدی» تنها ماهها فاصله داریم و بزودی همه مردم به چشم خود خواهند دید که قیمتها نه تنها روزانه بلکه ساعتی افزایش خواهد داشت به شکلی که اجناس و خوراکی ها هر روز با قیمتهای جدید به فروش گذاشته میشوند و در طول روز قیمتها چندین بار جابجا میشوند
بقول وزیر خزانه داری آمریکا سر مار قطع شده و سرنگونی از همم اکنون آغاز شده و بزودی تکمیل خواهد شد
با مهناز موافقم
عبدالناصر همتی رئیس کل بانک مرکزی وعده داد این نهاد در برابر «نوسانات غیرعادی» بازار تماشاگر نخواهد ماند و هر زمان نرخ ارز از آنچه «واقعیتهای بنیادی اقتصاد» خواند فاصله بگیرد با استفاده از منابع ارزی در بازار مداخله خواهد کرد
همین گفته یعنی که نرخ ارز از «واقعیتهای بنیادی اقتصاد» هنوز فاصله نگرفته و همتی خیلی خوب میداند که نرخ ارز در ایران بسیار بیشتر از ده برابر آنچه هست باید باشد
دروغهای همتی دیگر در بازار خریدار ندارد و دقیقا مانند حرفهای گذشته اوست که بار اول باعث برکناریش شد را ادامه میدهد و واقعیتهای اقتصادی نشان میدهد که ریال ایران دچار ابرتورم شده و دیگر امیدی به احیای آن نیست درست مانند ترکیه که مجبور شد در سال 2006 به اندازه ۶ صفر از پول ملی خود حذف کند حکومت هم مجبور میشود همین ۶ صفر از پول ملی را کاهش دهد
برای مثال قیمت خانه های ویلایی در شمال شهر تهران مانند شمیرانات و دروس و فرشته و شمال شهر کرج مانند گوهردشت و باغستان بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار قیمت گذاری شده اند که خود نشانگر بی اعتمادی به ریال است که دلار را مبنا قرارمیدهند ولی قیمت خودرو در دستان خود حکومت است و برای یک خودروی چینی بنجل قیمتهایی مانند ۵ تا ۱۰ میلیارد تومان قیمتگذاری شده که دیگر نمیشود گفت غیر واقعی است چون قشر خاکستری مجبورند پرداخت کنند
یکی از دلایلی که نرخ ارز در بازار تا این حد افزایش داشته همین واقعیت است که ارزش نرخ ارز در ایران بسیار کم است و مردم این را بخوبی میدانند که نگهداری ریال باعث پوچ شدن سرمایه آنهاست و همیشه در حال تبدیل پول خود به دلار یا یورو هستند و تقاضا برای این ارزها همیشه بالاست