
انقلاب ملی شیر و خورشید که مردمان بهستوهآمده ایران آغاز کردهاند، در صورت ظاهر، پیشینهای به اندازه عمر جمهوری اسلامی دارد، اما از آن جهت که احیای هویت ملی و بیرون راندن حکومت دینی اشغالگر را هدفگذاری کرده، دقیقا از همانجایی آغاز شده است که شاهنامه فردوسی به پایان میرسد؛ آنجا که رستم فرخزاد، فرمانده سپاه ساسانی، از لشکر اسلام شکست خورد و ایران اشغال شد. به همین دلیل است که ملیگرایان انقلاب شیر و خورشید را جبران شکست قادسیه میدانند، چون به قول فردوسی از همان زمان بود که «منبر» جای «تخت و تاج» پادشاهی در ایران را گرفت. این روزها، ایرانیانی که سهم خود را در انقلاب شیر و خورشید برای پیروزی ایفا میکنند، پیوسته از این سخن میگویند که مبارزه با جمهوری اسلامی میتواند حتی «قادسیه دوم» نام بگیرد. آنها تاکید دارند که مهمترین نماد این مبارزه نیز پرچم شیر و خورشید برای بازگشت حاکمیت ملی است. شاهزاده رضا پهلوی نیز از ایرانیان خواسته است که زیر پرچم شیر و خورشید، همبستگی و اتحاد خود را برای مبارزه با جمهوری اسلامی حفظ کنند.
سرکوب در ایران به کلاسهای درس کشیده شده است
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران بر پایه گزارشهای «موثق و میدانیِ معلمان، والدین و دانشآموزان» از چند استان از «سرکوب خاموش» در مدارس کشور خبر داده است. این شورا در گزارش خود که در شبکه ایکس هم منتشر شده نوشته که دامنه سرکوبهای خیابانی دیماه در کشور «اکنون به شکل خطرناکی به داخل کلاسهای درس کشیده شده است.» شورای هماهنگی فرهنگیان ایران روز پنجشنبه، ۲۳ بهمن، بر اساس اسناد و روایاتی که به دستش رسیده از ورود «نیروهای غیرتخصصی» و پروژه «تفتیش عقاید» به مدارس سراسر کشور بر اساس یک «الگوی سیستماتیک» خبر داده است. این گزارش حاکی است در پی اعتراضات روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه، «مدارس به حیاط خلوت نهادهای امنیتی تبدیل شدهاند. شاهدان عینی گزارش میدهند که افرادی خارج از کادر آموزشی (تحت عناوین نیروهای بسیج، مبلغان مذهبی و عوامل لباسشخصی) با برنامههای از پیش تعیینشده وارد مدارس شدهاند.» شورای هماهنگی افزوده است: «مأموریت این افراد نه آموزش، بلکه «تفتیش عقاید» و اعمال فشار روانی بر دانشآموزان گزارش شده است.» در این گزارش همچنین تأکید شده است که این نیروها «مدرسه را که باید خانه دوم و پناهگاه امن کودک باشد، به کانون مناقشه و وحشت بدل کرده است.»
بدین ترتیب، رژیم خامنهای درمدارس ایران، جاسوس، کنترلچی و محتسب در سایهبهسایه جوانان گماشته است. نظام قرون وسطایی او از هزار در و پنجره با انواع تمهید سنتی، مذهبی، سیاسی و توتالیتاریستی وارد اتاق مغز و ذهن نوجوانان شده تا برای حفظ حکومت، ذخیره تفکر حوزوی دستوپا کند، ولی فقط موجب گسترش تنفر و فرار مغزها شده است. خامنهای با مشاوران حافظ نظام چه تلاشها کرد که نسل جوان رو به آینده را در دام مافیای اصلاحاتی بیندازد تا پشتوانه عمله و اکره برای حاکمیت علم کند. یکچند هم لااقل در حوزه رسانه، مطبوعات، کتابت و فیلم، عدهای را به بازی گرفتند و در منظر فرنگ، نمایشها دادند؛ ولی چندی نپایید و حاصل، «اصلاحطلب، اصولگرا ــ دیگه تمومه ماجرا» شد. خامنهای هرچه ترفند سیاسی در چنته و دسیسه مذهبی در طبله داشت به بازار حکمرانی آورد تا نسل جوانی را که تفکر وسطایی ــ حوزوی را برنتابیده، تخریب و سرکوب کند؛ حاصل اما انباشته شدن اقیانوسهای خشم شد که از قیام ۸۸ تا ۱۴۰۴ غلیان و توفش نسل جوان را دامنهدارتر و حجیمتر نمود و پیوند نسلهای جدید با پیشینیان را در نبرد با انیرانیها گسترش داد.
هر چه به ما تیر زدن، تبر زدن، زخم نشد، جوانه شد
اینبار اما جوانههای قیام و شکوفههای انقلاب شیروخورشید از دل سرکوب سربرآورد. یک ماه پیش هرانا (فعالان حقوق بشر) طی اطلاعیهای اعلام کرد که از روز ۷دی تا ۲۴دی ۱۴۰۴، بیش از ۵۰هزار نفر در سراسر کشور بازداشت و دستگیر شدهاند. آماری هولناک که نه از روی حدس و گمان، بلکه بر پایه تحقیقات دقیق و مستند در ۱۴۴شهر و پرسوجو از ۷۶شهر دیگر از طریق شاهدان عینی، خانوادهها، کارکنان محلی و زندانیان بهدست آمده است. به گفته همین منبع، آمار دقیق دستگیرشدگان نامعلوم است؛ یعنی عدد واقعی، از آنچه اعلام شده نیز فراتر میرود و این، یعنی ضحاک خونآشام با نسلی و جامعهای طرف است که دیگر قابل مهار نیست. اما حرف اصلی که لابهلای خبرها گم شد و کمتر به آن توجه کردند، اعتراف ناخواسته مظفری، معاون دستگاه قضایی خامنه ای بود. وی روز ۲۱بهمن به صراحت گفت: «۹۰درصد از دستگیرشدگان حوادث اخیر فاقد سابقه کیفری هستند و تنها ۱۰درصد دارای سابقهاند».
این اعتراف یعنی اعتراضات اخیر نه کار «مجرمین» به گفته رهبر قاتل جمهوری اسلامی؛ بلکه خیزشِ مردم عادی است: حاصل فریاد نسلی از جوانان و نوجوانان است که هیچ آینده ای در حکومت انیرانی او ندارند. حکومتی که مدعی «اقتدار» است، وقتی ناچار میشود ۵۰هزار نفر را بازداشت کند و بعد اعتراف کند ۹۰درصدشان هیچ سابقهای ندارند، در واقع حکم پایان خودش را امضا کرده است. این آمار، سند شکست انقلاب شوم خمینی است؛ سند فروپاشی هیمنهٔ ولایت خامنه ای و شکست تیغ سرکوب. نتیجه اینکه؛ هر چه به درخت تناور انقلاب شیروخورشید تبر زدند، زخم نشد جوانه شد.