
با گنجاندن سپاه پاسداران خامنهای در لیست تروریستی اروپا، این شبکه ترور و غارت دیگر امکان نفس کشیدن عادی ندارد. حسابها مسدود میشود، شرکتهای پوششی زیر ذرهبین میروند، انتقال پول و تجهیزات به بنبست میخورد و هر شریک اقتصادی بالقوه، به یک مظنون تبدیل میشود.
اما شاید مهمتر از همه، بیت خامنهای که از طریق سپاه تغذیه میشد، بهتدریج از منابع مالی و اجرایی خود تهی میگردد. یعنی ضربه فقط به بازو نیست؛ به مغز و فرماندهی است. درست در همین نقطه است که شکافها از درون سر باز میکنند. روزنامهٔ «جمهوری اسلامی» ناگهان بحثی را باز میکند که تا همین دیروز کفر سیاسی محسوب میشد: «ادغام سپاه پاسداران در ارتش».
این پیشنهاد، اگر چه در لفاف «تقسیمکار نهادی» و «بازگشت به قانون» بیان میشود، اما معنایش روشن است: خلعید تدریجی سپاه از نقش سیاسی، اقتصادی و امنیت داخلی.
واکنش خبرگزاری فارس، اهمیت و جدیت این موضوع را در شرایط کنونی بیشتر نشان میدهد. این رسانه که ارگان سپاه تروریستی پاسداران است با هراس هشدار میدهد که چنین تغییری، «توازن امنیتی» را بههم میزند. یعنی چی؟ یعنی دست نظام؛ از نیرویی که بهصورت فراقانونی بازوی سرکوبگر و حافظ نظام بود، کوتاه میشود. نیرویی که امروز زیر تیغ جهانی و فشار داخلی، منفور و منزوی و مچاله میشود.
در چنین فضایی، طبیعی است که زبان خودیها هم روی عمود خیمه و خرگاه نظام باز شود. وقتی سپاه ــ بازوی اصلی ولایت ــ زمینگیر میشود، خلافت خامنهای هم زیر سؤال میرود. بیعلت نیست که دلسوزان نظام بیپروا میگویند: «نباید از خامنهای انتظار تغییر داشت، اما باید اختیاراتش تفویض شود».
فیلم زیر: التماس خامنه ای به ملت ایران در لحظات پایانی رژیم