
روزنامه گاردین در گزارشی درباره کشتار معترضان در ایران از دفن دستهجمعی اجساد برای مخفی کردن آمار واقعی کشتهشدگان خبر داد و نوشت که در جریان این کشتار در سراسر ایران، در سردخانهها و قبرستانها، اجساد روی هم انباشته شد.
بر اساس گزارش گاردین، این اجساد بهحدی بود که بسیاری از بیمارستانها و مراکز پزشکی قانونی از عهده برنیامدند و مجبور شدند کامیونهای حامل اجساد را بازگردانند.
حساب فارسی وزارت خارجه آمریکا در شبکه اجتماعی ایکس، در واکنش به تهدید غلامحسین محسنی اژهای، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی علیه معترضان نوشت: «بار دیگر، رییس قوه قضاییه جمهوری اسلامی معترضان را تهدید کرد که اینبار کسی مورد ارفاق قرار نخواهد گرفت.»
این حساب افزود جمهوری اسلامی بهجای پرداختن به ریشههای ناآرامیها، بر «تهدید و ارعاب» تکیه میکند و تاکید کرد: «جهان نظارهگر است.»
حکومتی که حتی اجازهٔ شمارش نمیدهد
حکومتی که گلوله شلیک میکند و سپس شمارش را ممنوع میسازد، فقط نمیکشد؛ حافظهٔ جمعی را هدف میگیرد. سیاستی که با گلوله آغاز میشود و با ممنوعیت شمارش، قطع اینترنت و تلاش برای پاککردن رد خون از حافظهٔ جمعی ادامه مییابد.
ابعاد این جنایت هولناک هنوز تماماً برای ما روشن نیست، و همین ندانستنِ تحمیلی، خود بخشی از فاجعه است. از دهها هزار کشته سخن میرود، ما دقیقا نمیدانیم چه تعداد، نه از سر غفلت یا بیدقتی، بلکه چون جمهوری اسلامی حتی شمارش را ممنوع کرده است. رژیمی که حقیقت را محاصره میکند، عدد را جرم میداند و مرگ را به تاریکی میراند.
اما این ابهام، مانع نامگذاری نیست. آنچه رخ داده، بیتردید یک قتلعام دولتی و سازمانیافته است. جنایتی که از حیث گستره، شدت و تمرکز، میتواند بزرگترین کشتار برنامهریزیشدهٔ مردم به دست دولت در قرن حاضر باشد.