هفتهنامه اکونومیست در سرمقاله این هفته خود بحث میکند که جهان درحال گذار از نظم ایجاد شده پس از جنگ جهانی دوم است، درحالی که نظم جدید که مبتنی بر معامله گرایی است میتواند به زیان آمریکا باشد.
نشریه اکونومیست تحلیل میکند که نظم ایجاد شده پس از 1945 درحال گسست است؛ آمریکا این هفته در سازمان ملل در کنار روسیه و کره شمالی در برابر اوکراین و اروپا قرار گرفت. فردریش مرتس، صدراعظم جدید آلمان هشدار داد که ناتو احتمالا تا ژوئن از بین خواهد رفت. جهانی که در آن قدرت حرف اول را میزند به سرعت درحال ظهور است. تیم ترامپ ادعا میکند که معاملات آن صلح را به ارمغان می آورد و پس از 80 سال فریب خوردن، آمریکا موقعیت ابرقدرتی خود را به سود تبدیل میکند.
دولت جدید آمریکا آمیزهای از ایدهها و شخصیهای پرنفوذ است، اما افراد آن بر سر یک موضوع توافق دارند؛ در چارچوب قوانین و اتحادهای بعد از 1945 آمریکاییها در تجارت ناعادلانه و پرداخت هزینههای جنگهای خارجی غرق شدهاند. ترامپ معتقد است میتواند از طریق معاملات شتاب زده منافع ملی را بهطور موثرتری دنبال کند. افراد معتمد ترامپ با مهارتهای تجاری، مانند استیون ویتکاف، میان پایتختهای جهان سفر میکنند تا معاملاتی را بررسی کنند که اهداف مختلف را به هم پیوند میدهد؛ از متقاعد کردن عربستان برای به رسمیت شناختن اسرائیل گرفته تا بازسازی وجهه کرملین.
سلسله مراتب جدید در نظم جهانی
از منظر اکونومیست، این سیستم جدید، سلسله مراتب تازهای دارد. آمریکا شماره یک است؛ و پس از آن کشورهایی هستند که منابعی برای فروش، تهدیدهایی برای اعمال و رهبرانی بدون محدودیتهای دموکراتیک دارند. ولادیمیر پوتین میخواهد روسیه را دوباره به یک قدرت بزرگ امپراطوری تبدیل کند و محمد بن سلمان به دنبال مدرن کردن خاورمیانه است. این درحالی است که شی جین پینگ خواهان جهانی مناسب برای یک چین قدرتمند است. در رتبه سوم هم متحدان آمریکا هستند که وابستگی و وفادریشان، نقاط ضعفی است که از آن بهرهبرداری میشود.
قلمروها نیز قابل مذاکره شدهاند و این امر قواعد پس از 1945 را زیرسوال میبرد. مرز اوکراین میتواند با دست دادن ترامپ و پوتین تعیین شود و مرزهای اسرائیل، لبنان و سوریه با هفده ماه جنگ محو شده است. ترامپ، غزه و گرینلند را هم مورد توجه قرار داده است.
معامله گری به عنوان یک راهبرد جهانی
معامله گران جدید مدعی هستند که رویکرد آنها به نفع جهان است. ترامپ استدلال میکند که این به نفع آمریکا هم هست. اما آیا ادعای آنها درست است؟ گفته ترامپ و رهبران جنوب جهانی مبنی بر اینکه نظم پس از 1945 از بین رفته است درست است. زمانی که دیپلماسی دچار رکود میشود، ایدههای غیرمتعارف میتوانند کارساز باشند. اما تبدیل معاملهگری به یک اصل سازمان دهنده، جهشی بزرگ است.
طرفداران ترامپ معتقدند که آمریکا میتواند با چانهزنی به آنچه میخواهد برسد. ولی به اعتقاد اکونومیست، با استفاده ترامپ از وابستگیهای چند دههای، اهرم فشار آمریکا به سرعت از بین خواهد رفت. متحدان در اروپا و فراتر از آن، با احساس خیانت به یکدیگر متوسل خواهند شد. در این شرایط، اگر هرجومرج گسترش یابد، آمریکا درحالی باید با تهدیدهای جدید مقابله کند که ابزارهای کمتری در اختیار دارد. در زمانی خطرناک، دوستان، اعتبار و قواعد ارزشی فراتر از سودی زودگذر دارند. شاید کنگره، بازارهای مالی یا رای دهندگان ترامپ را متقاعد کنند که از این مسیر بازگردد، اما جهان از هماکنون برای ورود به دورانی بیقانون آماده میشود.